تبليغاتX
.:. دجال کیست .:. WHO IS DAJJAL .:.
 
 به سايت  .:. دجال کیست .:. WHO IS DAJJAL .:.  خوش آمدید    معرفی جریان شیطانی فراماسونری و بررسی نقش این جریان مخفی در وقایع عصر ظهور 
       
 
  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
 
آخرين اخبار ارسالي سایت
دجال در سرزمین وحی وارد نخواهد شد
گزارش موسسه تحقيقات خاور نزديك واشنگتن درباره جنگ نرم با ايران
مفاهيم و مقاصد نهفته در پشت پردة مجازي سينماي آخرالزّماني
معرفی وبسایت وعده راستین
اسرائیل برای ایجاد فتنه دجال حقیقی ، دجال قلابی را از چین خرید
فراماسونری در ایران
توطئه گران بين المللي 5 : وقتي بيلدربرگ« جرج بوش پدر» را روي كار آورد
توطئه گران بين المللي 4 : تاكر خود را يك «بيلدربرگي» جا مي زند
توطئه گران بين المللي 1 : هدايت اقتصاد و سياست درجلسات سري «بيلدربرگ»
گفتاری در باب معماری مدرن و فراماسونری
 
آلبوم تصاویر منتخب سایت
 
فهرست اصلي
صفحه اصلي
آرشيو مطالب
عناوين مطالب
لينکستان
تماس با ما
 
آرشيو مطالب سایت
89/12/01 - 89/12/29
89/04/01 - 89/04/31
89/03/01 - 89/03/31
89/02/01 - 89/02/31
89/01/01 - 89/01/31
88/12/01 - 88/12/29
88/11/01 - 88/11/30
88/10/01 - 88/10/30
88/09/01 - 88/09/30
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
85/10/01 - 85/10/30
84/10/01 - 84/10/30
 
موضوعات

دجال و آخرالزمان

دجال و روایات

دجال در قرآن

دجال و رسانه

دجال و مهدویت

دجال و نظام سلطه

دجال و یهود

دجال و شیطان

دجال و استفاده از نمادها

دجال و فراماسونری

دجال و عرفانهای دروغین

دجال و مسیحیت

دجال و ضد مسیح

دجال و آرماگدون

دجال و اسرائیل

شیطان پرستان و دجال

 


فراماسونری: دجال آخرالزمان- بخش دوازدهم

 24 – ساخت فيلم « کد داوينچي » يا « Da Vinci Code » .

 از ديدگاه فراماسون ها، اين جهان خداوندي ندارد؛ بلکه عناصر خلقت به صورت تصادفي اين جهان را خلق کرده اند. بنابر اين نظريه، انسان نيز يک حيوان است و حق دارد مطابق ذات خود، هر کاري را که دوست دارد، انجام دهد. گروه هاي ملحد ماسوني، پيامبران را (نعوذ بالله) دروغگو و خيانتکار مي دانند، زيرا معتقدند که پيامبران مانع لذت جويي انسان ها شده و آنان را از بازگشتن به اصل حيواني؟! خود باز داشته اند!(362)

گروه هاي فراماسون و صهيونيست، در سناريوي جديد خود، تلاش کرده اند تا چهره ي پيامبران الهي را تخريب نمايند. براي مثال، آن ها از سال ها قبل با انتشار کتب و پخش فيلم هاي متعدد،  سعي  در  تخريب  چهره ي  پيامبر عظيم الشان اسلام (ص) داشته اند که اين مسأله بر هيچ کس پوشيده نيست.  از  جمله ي  اين  اقدامات  در  سال هاي  اخير،  مي توان  به  چاپ کاريکاتور هاي موهن از پيامبر گرامي اسلام (ص) در روزنامه هاي دانمارکي و ديگر روزنامه هاي اروپايي و آمريکايي اشاره کرد.(363)

فراماسون ها که در طول قرون 20 و 21، با شعار بازگشت مسيح (ع) و تبليغ جنگ کذايي آرماگدون، توانسته اند مسيحيان اوانجليکال و عده ي زيادي از يهوديان را با خود همراه کنند و با فريب آنان، حکومت ظاهراً يهودي و باطناً ماسوني اسراييل را بنيان نهند، حال که ساخت معبد سليمان و تشکيل حکومت جهاني شيطاني را در دسترس مي پندارند، ديگر نيازي به استفاده از شعار  بازگشت مسيح (ع)  نمي بينند  و  اين  حربه  را  کنار  گذاشته اند.  اين گروه هاي ملحد که کاملاً تفکر ضد ديني دارند، اکنون و در واپسين گام هاي خود براي تشکيل حکومت جهاني شيطاني، در تلاش هستند تا آرام آرام نقاب مذهبي و منجي گرايانه ي خود را  از چهره شان  کنار زده  و  چهره ي  واقعي و ضد ديني خود را نشان دهند؛ زيرا اصل تفکر اين گروه ها، چيزي جز مقابله با اديان الهي نيست و در نهايت نيز قصد دارند تا ريشه ي اديان را به خيال خام خود بخشکانند. به همين دليل، در سال هاي اخير شروع به تخريب چهره ي حضرت عيسي (ع) کرده اند تا اميد مسيحيان به ظهور منجي را نيز به يأس تبديل کنند.

يکي از فيلم هايي که در سال هاي اخير، مطابق با اهداف فراماسونري و در جهت تخريب چهره ي حضرت عيسي (ع) ساخته شده است، فيلم  « کد داوينچي »  يا  « Da Vinci Code » مي باشد. فيلم « کد داوينچي » از کتابي به همين نام اقتباس شده است که در سال 2003 منتشر گرديد و در سال 2006، فيلمي از روي آن ساخته شد.(364)

در فيلم « کد داوينچي » موضوع داستان پيرامون تابلوي نقاشي معروف « شام آخر : last supper The » مي باشد.(365) اين تابلو، تابلويي رمز آميز و موذيانه است که « لئوناردو داوينچي» نقاش مشهور ايتاليايي آن را به تصوير کشيده است.  اين نقاش معروف  ايتاليايي  که  بنابر  قراين  بسيار،  تحت  تأثير  تفکرات گروه هاي مخفي و شبه کابالايي قرار داشته،(366) عقايد منحرف خود را در اين تابلوي نقاشي، در معرض نمايش گذاشته است. براي بررسي بهتر اين مطلب، بهتر است ابتدا نگاهي به تابلوي نقاشي مذکور بيندازيم:(367)
 


 تابلوي اصلي«شام آخر: The Last Supper» اثر «لئوناردو داوينچي » نقاش معروف ايتاليايي.


 


 تابلويي از روي تابلوي اصلي شام آخر رسم شده و وضوح بيشتري دارد.



تابلوي  « شام آخر » لئوناردو داوينچي از  نظر آفرينش هنري،  يکي  از  زيباترين نقاشي هايي است که در طول تاريخ رسم شده است؛ اما اين نقاشي بسيار زيبا، حاوي نکات مخفي و کفرآلودي است که در بطن آن پنهان شده است. براي درک بهتر اين مسأله، به توضيحات زير توجه فرماييد:

اگر در تابلوي نقاشي « شام آخر » دقت فرماييد، قطعاً متوجه خواهيد شد که شخصي  که  در  سمت  راست  حضرت عيسي (ع)  نشسته  است،  يک  زن مي باشد. (البته از نظر ما در سمت چپ تصوير ديده مي شود؛ اما در نقاشي، در سمت راست ايشان نشسته است.)

بر خلاف تصور عده اي از مسيحيان که اين شخص را سنت جان « Saint John » (يکي از حواريون حضرت مسيح (ع) ) مي پندارند، شخص مذکور، مطمئناً يک زن مي باشد. اگر از نزديک نگاهي به تصوير اين شخص بيندازيم، اين مسأله بهتر مشخص خواهد شد:
 


 در تابلوي اصلي«شام آخر: The Last Supper» اثر «لئوناردو داوينچي », در سمت راست حضرت عيسي (ع) تصوير يک زن به چشم ميخورد.


 

به نظر داوينچي، اين زن « مريم مجدليه » بوده و « شام آخر »، ضيافت شامي است که حضرت عيسي (ع)، خبر ازدواجش با مريم مجدليه را به حواريون اعلام مي نمايد!(368) (مريم مجدليه معاصر حضرت عيسي (ع) مي زيسته و شخصيت بسيار برجسته اي در مسيحيت بوده است. در مورد وي اقوال گوناگوني بيان شده است. برخي از منابع او را عضو يک خاندان سلطنتي در زمان حضرت عيسي (ع) مي دانند. بعضي از منابع مسيحي مي گويند که وي زني بدکاره بوده که توسط حضرت عيسي (ع) از سنگسار نجات يافته و سپس ايمان آورده و از پيروان آن حضرت شده است.(369) اما منابع مذکور، اين مطلب را بدون شواهد قوي بيان کرده اند و به همين دليل، احتمال اين که اين داستان صحيح نباشد، بسيار است. لازم به ذکر است که انجيلي منسوب به مريم مجدليه وجود دارد که گفته مي شود اين انجيل، شباهت بسيار زيادي با آنچه که قرآن درباره ي حضرت عيسي (ع) ذکر کرده است، دارد.(370) به نظر نگارنده ممکن است که بدسابقه جلوه دادن مريم مجدليه در منابع مسيحي، و توهين هاي ديگري که به مريم مجدليه شده است (مانند نقاشي هاي فراواني که از او به صورت عريان کشيده شده است)، همگي به دليل شباهت مطالب انجيل منسوب به او با مطالب قرآن در مورد حضرت عيسي (ع) مي باشد؛ زيرا دستگاه واتيکان به هر شکل ممکن، مطالبي را که حقانيت اسلام را تأييد مي کند، تحت سانسور شديد قرار مي دهد. بدين ترتيب به نظر مي رسد به دليل شباهت بعضي از مطالب انجيل منسوب به مريم مجدليه با مطالب قرآن، واتيکان سعي در بدسابقه جلوه دادن وي داشته است.)

از جمله شواهدي که نشان مي دهد داوينچي تلاش کرده است  تا  در  تابلوي « شام آخر »، تفکر منحرف خويش را به نمايش بگذارد، اين است که در اين تابلو حواريون با چهره هايي کاملاً متعجب و عصباني به تصوير کشيده شده اند. حتي چاقويي در دست يکي از حواريون به نام سنت پيتر (Saint Peter)، ديده مي شود که اين چاقو به شکل تهاجمي در دست وي قرار دارد. علاوه بر اين در اين تابلو ديده مي شود که سنت پيتر، دست خود را به حالت تهديد آميز در جلوي گردن مريم مجدليه گرفته و با اين کار او را تهديد به مرگ کرده است. به نظر مي رسد که داوينچي با اين کار قصد داشته است تا به مخاطبان خود القا کند که نه تنها حضرت عيسي (ع) با مريم مجدليه ازدواج کرده است، بلکه حواريون نيز ازدواج و نقض تجرد حضرت عيسي (ع) را عملي خائنانه دانسته  و  ايشان را سرزنش کرده اند!

در تصوير زير، چهره هاي متعجب و عصباني حواريون را ملاحظه مي فرماييد:


 چهره هاي متعجب و خشمگين حواريون در تابلوي شام آخر اثر لئوناردو داوينچي. به نظر ميرسد که داوينچي با اين کار قصد داشته است تا به مخاطبان خود القا کند که نه تنها حضرت عيسي (ع) با مريم مجدليه ازدواج کرده است, بلکه حواريون نيز ازدواج حضرت عيسي (ع) را عملي خائنانه دانسته و ايشان را سرزنش کرده اند.



در تصوير زير چاقويي که در دست سنت پيتر (يکي از حواريون وجود دارد)، و نيز تهديد مريم  مجدليه توسط او را ملاحظه مي فرماييد:


 شواهدي که نشان مي دهد از نظر داوينچي, حواريون از ازدواج حضرت مسيح(ع) با مريم مجدليه خشمگين شده اند.



 


 عکس راست: چاقو در دست سنت پيتر
عکس چپ:دست تهديد کننده سنت پيتر در جلوي گردن مريم مجدليه


همان گونه که ملاحظه فرموديد، « لئوناردو داوينچي» عقايد منحرف کابالايي خود  را  به  صورت  کاملاً  رمز آميز  در  تابلوي  « شام آخر »  به  کار  گرفته  و بدين وسيله تلاش نموده تا عقايد الحادي خويش را به دور از چشم کليسا، به نسل هاي بعد منتقل کند. در زماني که شواليه هاي معبد (Knights Templar) و ساير افراد شرکت کننده در اجتماعات مخفي به سهولت اعدام مي شدند، نقاشي هاي داوينچي مي توانست بهترين وسيله براي انتقال مفاهيم الحادي و کابالايي باشد که به نظر مي رسد داوينچي توانسته است اين نقش را به نحو احسن انجام دهد. (ادعاي ازدواج حضرت عيسي (ع) و مريم مجدليه براي اولين بار از سوي شواليه هاي معبد (Knights Templar) بيان شد؛ اين گروه ادعا کردند که در ويرانه هاي معبد موسوم به معبد سليمان، شواهد ازدواج حضرت عيسي (ع) و مريم مجدليه را يافته اند!(371) شواليه هاي معبد در انتشار ادعاي خود موفق نشدند؛ زيرا به دليل کفرآميز بودن تعليماتشان، از سوي مردم و کليسا طرد شده بودند. با توجه به اين مسأله مي توان نتيجه گرفت که به احتمال زياد، داوينچي با مشاهده ي اين وضعيت تلاش کرده است تا مطلب مذکور را به صورت پنهاني و از طريق نقاشي بيان کند.)

اما کتاب و فيلم « کد داوينچي » با هدفي کاملاً مشخص و در زماني حساس به بازارهاي کتاب و سالن هاي سينما عرضه شدند.  انتشار  کتاب « کد داوينچي » در سال 2003 و پخش فيلم  آن در سال 2006، خود نشان دهنده ي وجود يک توطئه ي سازمان يافته در جهت ترويج عقايد انحرافي در مورد حضرت عيسي (ع) مي باشد.

صرف نظر از صورت ظاهري داستان در کتاب و فيلم « کد داوينچي »، نکته ي مهمي که در اين فيلم به چشم مي خورد، ترويج مخفيانه ي تفکري مسموم و شيطاني است که فراماسون ها و صهيونيست ها به آن دامن مي زنند. در اين تفکر، حضرت مسيح (ع) با مريم مجدليه (Mary Magdalene) ازدواج کرده و صاحب فرزند شده و بعد از چند سال زندگي مخفيانه، فوت کرده است! اين تفکر مسموم، براي اولين بار توسط شواليه هاي معبد وارد اروپا شد و آنان با ارايه ي اسناد جعلي،  سعي  در  مستند سازي  تفکر  شيطانيشان  نمودند.  اين  تفکر سال ها در بين گروه هاي مخفي و کابالايي اروپا رواج داشت تا اين که فراماسونري به عنوان وارث مهم کابالا و تعاليم شواليه هاي معبد، تفکر مذکور را پذيرفت.

فراماسون ها که خود وارث تعاليم کفر آميز  کابالا  هستند،  از  نقاشي  معروف « شام آخر » سوء استفاده کرده و تلاش کرده اند تا با عنوان کتاب و فيلم داستاني، افکار کابالايي داوينچي را در ذهن مسيحيان تزريق کرده و در آنان ايجاد شبهه نمايند. زيرا از نظر مسيحيان، تجرد يکي از ويژگي هاي قديسين مسيحي است. بدين ترتيب اشاعه ي اين مطلب که حضرت مسيح (ع) ازدواج کرده است، در اعتقاد آنان نسبت به حضرت مسيح (ع) تشکيک ايجاد خواهد کرد. از سوي ديگر، ترويج اين فکر که حواريون از ازدواج حضرت عيسي (ع) خشمگين شده اند، بيش از پيش مسيحيان را نسبت به اين پيامبر بزرگوار بدبين مي نمايد.

البته لازم به ذکر است که در ديدگاه اسلامي، گر چه اشاره اي به ازدواج حضرت عيسي (ع) نشده است، اما پذيرش ازدواج ايشان نيز خدشه اي به شخصيت اين پيامبر بزرگ وارد نمي نمايد؛ زيرا ازدواج از سنت هاي پسنديده ي الهي است. اما اشاره به ازدواج حضرت عيسي (ع) در تابلوي « شام آخر »، با هدف تخريب اين پيامبر خدا انجام شده است، نه به نيت تصديق ايشان. کما اينکه خشم حواريون در تابلوي «شام آخر » نيز بيش از پيش، پرده از نيات پليد داوينچي برمي دارد.

نکته ي مهم اين که فيلم « کد داوينچي » زماني اهميت مي يابد که بدانيم اين فيلم،  علاوه  بر  القاي  مستقيم  مفاهيم  انحرافي  پيرامون  زندگي  حضرت مسيح (ع)، به صورت غير مستقيم نيز زمينه را براي فيلم خطرناک و به ظاهر مستند « مقبره ي گمشده ي عيسي (ع) » يا « The lost tomb of Jesus »، آماده مي نمايد. فيلم اخير، مفاهيمي کاملاً مشابه « کد داوينچي » داشته و در سال 2007 به مخاطبان سينما عرضه شده است که در ادامه به آن نيز خواهيم پرداخت.
 

بنابراين همان گونه که ملاحظه فرموديد، فراماسون ها که در طول قرون اخير با شعار بازگشت مسيح (ع) و تبليغ جنگ کذايي آرماگدون، توانسته اند عده اي از مسيحيان و يهوديان را با خود همراه کنند و با فريب آنان، حکومت ظاهراً يهودي و باطناً ماسوني اسراييل را بنيان نهند، حال که خود را در آستانه ي تشکيل حکومت جهاني شيطاني مي بينند، ديگر نياز چنداني به استفاده از شعار بازگشت مسيح (ع) احساس نمي کنند. بدين ترتيب در سال هاي اخير شروع به تخريب چهره ي حضرت عيسي (ع) کرده اند تا اميد مسيحيان به ظهور منجي را نيز به يأس تبديل کنند و بدين ترتيب به خيال خود، نابودي اديان الهي را جشن بگيرند.

بدين ترتيب وظيفه ي همه ي مسلمانان و مسيحيان آزاده ي جهان است که با توطئه ي مذکور به مقابله بپردازند و اهداف پنهاني اين حرکت شوم را براي جهانيان تبيين نمايند.


 

  25 – ادعاي کشف مقبره ي مسيح (ع) و خانواده اش؟!

بعد از اکران فيلم پر سر و صداي « کد داوينچي » در سال 2006، فيلم ظاهراً مستند « مقبره ي گمشده ي مسيح (ع) » يا « The lost tomb of Jesus » موجب شوکه شدن جهان مسيحيت در سال 2007 شد؛ اين فيلم توسط يک کارگردان و فراماسونر معروف به نام جيمز کامرون (James Cameron) به دنياي سينما عرضه گرديد.(372)

جيمز کامرون که با ساخت فيلم فاسد « تايتانيک »، برنده ي جايزه ي اسکار شد و شهرت جهاني براي خويش رقم زد، در سال 2007 فيلمي به ظاهر مستند درباره ي پيدا شدن مقبره ي حضرت مسيح (ع) و همسر و فرزندشان! ساخته و روانه ي بازار کرد.(373)  اين مسأله که چه چيزي کارگردان يک فيلم  غير اخلاقي  همچون « تايتانيک » را به سمت ساخت فيلمي درباره ي مذهب سوق مي دهد، قطعاً جاي سوال دارد؟! و همين مطلب مي تواند اهداف شيطاني سازندگان چنين فيلمي را به خوبي نشان دهد.

فيلم  جنجالي  «The  lost  tomb  of  Jesus »   يا   « مقبره ي  گمشده ي مسيح (ع) »، حاصل همکاري يک کارگردان فراماسونر به نام جيمز کامرون (James Cameron)،  و  يک باستان شناس  و  فيلم ساز يهودي  صهيونيست  به نام سيمشا جاکوبوويچي (Simcha Jacobovici) مي باشد.(374) شواهد فراماسونر بودن جيمز کامرون و سيمشا  جاکوبوويچي را در تصاوير زير ملاحظه مي فرماييد:(375)


 


 شواهد عضويت کارگردان مشهور, جيمز کامرون (James Kameron) در فراماسونري.


 



 

 
شواهد يهودي بودن و صهيونيست بودنسيمشا جاکوبوويچي(Simcha Jacobovici) , باستان شناس و فيلم ساز معروف.

 

همان گونه که ملاحظه فرموديد، يک فراماسونر و يک صهيونيست يهودي، فيلم « مقبره ي گمشده ي مسيح » را ساخته اند. حضور اين دو شخص در رأس تهيه کنندگان فيلم مذکور، قطعاً سنديت و حقانيت فيلم را زير سوال مي برد.

بعد از معرفي سازندگان اين فيلم، اکنون به خود فيلم مي پردازيم:

فيلم « مقبره ي گمشده ي مسيح (ع) » يا « The lost tomb of Jesus » که عنوان فيلم مستند را يدک مي کشد، در سال 2007 به صنعت سينماي جهان معرفي شد. در اين فيلم، کارگردان فيلم و گروهي از باستانشناسان که عمدتاً يهودي هستند، ادعا کرده اند که مقبره ي حضرت مسيح (ع) و خانواده شان، ازجمله مقبره ي همسر و پسرشان! را کشف کرده اند.(376) مطابق اين ادعا، اين مقبره ي خانوادگي در سال 1980، و به دنبال عمليات ساختمان سازي در اطراف بيت المقدس (اورشليم) کشف شده است.(377)

 
مقبره ي خانوادگي کشف شده در اورشليم(بيت المقدس) که باستان شناسان صهيونيست و فيلم سازان فراماسونر, آن را مقبره ي خانوادگي عيسي (ع) مي دانند و ادعا مي کنند که همسر و پسر؟! حضرت عيسي (ع) نيز به همراه ايشان در همين مکان دفن شده اند!



بنا بر گفته ي تهيه کنندگان اين فيلم، در اين مقبره ي خانوادگي، 10 قبر وجود دارد، که 6 قبر از 10 قبر، با توجه به نوشته هاي آرامي (Aramaic) روي آن ها تعيين هويت شده اند. صاحبان اين 6 قبر عبارتند از:(378)


1 – (Yeshua bar Yehosef) يا عيسي پسر يوسف.

2 – (Maria) يا مريم (مادر عيسي).

3 – (Yose) يا يوسف (برادر عيسي)؛ (با يوسف سطر اول تفاوت دارد.).

4 – (Yehuda bar Yeshua) يا يهودا پسر عيسي.

5 – (Mariamene e Mara) يا مريم مجدليه.

6 – (Matya) يا متي؛ (يکي از بستگان مريم مادر عيسي).


بنا بر ادعاي فيلم سازان، آن ها دو دليل اصلي دارند که با توجه به آن ها، قبور مذکور را متعلق به خانواده ي حضرت عيسي (ع) مي دانند:(379)

1 – محاسبات آماري:  فيلم سازان  مي گويند  که  به  کمک  متخصصان  آمار، محاسبه  نموده اند  که  احتمال  اين  که  يک  خانواده ي  ديگر،  به  غير  از خانواده ي حضرت عيسي (ع)، چنين نام هايي داشته باشند، برابر 600/1 (يک ششصدم) است. بنابراين به احتمال زياد اين مقبره، مقبره ي  خانوادگي  حضرت مسيح (ع) مي باشد!(380)

2 – آزمايشات DNA: فيلم سازان مي گويند که  به  کمک  متخصصان  مهندسي ژنتيک، DNA باقيمانده ي اجساد مقبره هاي (Yeshua bar Yehosef) يا (عيسي پسر يوسف) و (Mariamene e Mara) يا (مريم مجدليه) را آناليز نموده و به نتايج زير دست يافته اند:

در اين آزمايش که براي تعيين توارث مادري، بر روي (mt DNA) يا DNA ميتوکندريال اجساد انجام شده است، محققان دريافته اند که (عيسي پسر يوسف)، و (Mariamene e Mara) يا  (مريم مجدليه)  مادر  يکساني  ندارند؛ بدين ترتيب،  سازندگان  فيلم  چنين  نتيجه گيري  کرده اند  که  اين  دو جسد، برادر و خواهر نبوده و از آن جا که در مقبره هاي خانوادگي فقط اعضاي يک خانواده مي توانند دفن شوند، (Mariamene e Mara) بايد همسر (Yeshua bar Yehosef) باشد که عليرغم نداشتن ژن مشترک، توانسته است در مقبره ي خانوادگي مذکور جاي بگيرد.(381)
 

همان گونه  که  ملاحظه  فرموديد،  سازندگان  فراماسونر  و  صهيونيست  فيلم « مقبره ي گمشده ي مسيح (ع) » يا « The lost tomb of Jesus »، با ادعاهاي به ظاهر علمي، اقدام به تزريق افکار مسموم خود به ديگران کرده اند. اما در پس اين ظواهر فريبنده ي علمي، دروغ ها ي آشکاري نهفته است که اين مسأله، صحت و اعتبار فيلم و محتواي آن را به راحتي رد مي کند.

براي روشن شدن مسأله، در اين قسمت به مسايلي که اعتبار فيلم را زير سوال مي برند، اشاره مي کنيم:

1) ساخته شدن فيلم توسط يک گروه فراماسونري–صهيونيستي يهودي، بيش از پيش اعتبار اين فيلم را زير سوال مي برد؛ زيرا اعضاي اين گروه ها دشمني آشکاري با اديان الهي دارند که ما اين مطلب را در ابتداي مقاله ذکر کرديم.
 

2) با  توجه  به  سابقه ي  برجسته ي  گروه هاي  فراماسونري–صهيونيستي يهودي در دشمني با اديان الهي و نيز سابقه ي اين گروه ها در جعل و تحريف اسناد تاريخي، احتمال هر گونه تحريف و جعل در ساخت اين فيلم، قوياً مطرح است.
 

1)      با توجه به اين که بنابر ادعاي سازندگان فيلم، اين مقبره ي خانوادگي در سال 1980 کشف شده است، اين سوال مطرح مي شود که چگونه فيلم مستند اين کشف جنجالي، 25 سال بعد ساخته شده و به همگان عرضه مي گردد؟! حال آن که اخبار علمي کم اهميت تر نيز در همان روز اکتشاف به مخاطبان ارايه مي شوند!

البته ممکن است در اين جا چنين پاسخ داده شود که در 25 سال قبل، تکنولوژي بررسي DNA همانند امروز به سهولت در دسترس نبوده است؛ اما در پاسخ به اين  مطلب نيز بايد گفت که:

1 – اولاً ادله ي آماري که فيلم سازان به آن نيز استناد کرده اند، در آن موقع در دسترس بوده است.

2 – از حدود سال 1990 ميلادي به بعد که تکنولوژي PCR و مطالعه ي DNA به سهولت در دسترس بوده است،(382) مطالعات ژنتيکي امکان پذير بوده و گروه مطالعاتي اين مقبره ي خانوادگي مي توانسته است از آن بهره بگيرد که اين کار را انجام نداده است.

با توجه به مطالب فوق، تاخير طولاني اعضاي گروه مذکور در ارايه ي نتايج تحقيقاتشان کاملاً مشکوک مي باشد.


4) مقبره هاي خانوادگي، مخصوص خانواده هاي ثروتمند بني اسراييل بوده است؛ اين در حالي است که حضرت عيسي(ع) انسان ثروتمندي نبوده است.(383) اين احتمال که با کمک و پول ديگران، اين معبد ساخته شده باشد نيز وجود ندارد؛ زيرا يهوديان با ايشان دشمني داشتند و قطعاً با پول آنان اين مقبره ساخته نشده است؛ مسيحيان نيز يقيناً به ساخت اين مقبره کمکي نکرده اند، زيرا حتي مسيحياني که اعتقاد دارند حضرت عيسي (ع)  به  صليب  کشيده  شده  است،  معتقد  به  عروج  حضرت عيسي (ع) بعد از مرگ هستند؛(384)  بنابراين  اگر  آنان  نيز  جسم  حضرت  عيسي (ع) را در تابوت مي يافتند، از ايمان به  ايشان  دست  مي کشيدند  و  قطعاً  اقدام به ساخت مقبره ي خانوادگي براي ايشان نمي کردند.


5) خطوط آرامي (Aramaic)  که به وسيله ي آنها اسامي اجساد بر روي تابوت هاي اين مقبره ي خانوادگي نوشته شده اند، بسيار ناشيانه و کودکانه بوده و همانند خطوطي هستند که کودکان بر روي چوب ها رسم مي نمايند! اين در  حالي  است  که  مقبره هاي  خانوادگي  بني اسراييل،  متعلق  به خانواده هاي ثروتمند بوده و چنين خانواده هايي قطعاً به اندازه ي کافي ثروت داشتند که بتوانند اسامي اجساد را بر روي تابوت ها حکاکي نمايند. اما همان گونه که ذکر نموديم، خطوطي که نام اجساد را بر روي تابوت ها نشان مي دادند، بسيار ناشيانه بوده اند. اين مسأله نشان مي دهد که احتمالاً اسامي نوشته شده بر روي تابوت ها، جعلي بوده و توسط جاعلان (احتمالاً عوامل تهيه کننده ي فيلم) ابداع شده است.
 

براي بررسي بهتر اين مطلب، به تصاوير زير توجه فرماييد:(385)

 


 تابلويي که محققان و فيلم سازان ادعا مي کنند متعلق به حضرت عيسي (ع) است.


 

 
نوشته ي آرامي (Aramaic) که بر روي يکي از تابوت هاي مقبره ي خانوادگي کشف شده وجود دارد, و اين تابوت را متعلق به (Yeshua Bar Yehosef) يا عيسي پسر يوسف مي داند. به ناشيانه بودن نوشته ي روي تابوت توجه فرماييد.(احتمال جعلي بودن نوشته ي مذکور, بسيار بالاست)


 


بخش هايي از دو لوح آرامي(Aramaic). به نظم و ترتيب حروف و نحوه ي قرار گرفتن آنها در کنار يکديگر توجه فرماييد. (اين تصوير را با تصاويري که از نوشته هاي آرامي روي تابوت هاي مقبره ي خانوادگي منسوب به خانواده يحضرت عيسي (ع) برداشته شده است, مقايسه نماييد.)


 

همان گونه که ملاحظه فرموديد، خطوط آرامي تابوت هاي مقبره ي خانوادگي، بي نظم و ناشيانه است. اين مسأله فرضيه ي جعلي بودن نوشته هاي آرامي روي تابوت ها را تقويت مي نمايد؛ زيرا خانواده ي ثروتمندي که يک مقبره ي خانوادگي براي خود ساخته است، قطعاً  توانايي  پرداخت پول حکاکي روي تابوت ها را نيز داشته، و نيازي به نوشتن اسامي اجساد با دستخط ناشيانه و بي نظم نداشته است!

6) نکته ي ديگري که صحت ادعاي فيلم سازان را رد مي کند، اين است که بر روي تابوت منسوب به حضرت عيسي (ع)، عبارت (Yeshua bar Yehosef) يا عيسي پسر يوسف ذکر شده است،(386) اما عبارت مذکور به هيچ عنوان نمي توانست صحيح باشد؛ زيرا اين عبارت، نوعي توهين به حضرت   عيسي (ع) تلقي مي شده و هيچ گروهي حضرت عيسي (ع) را با اين عنوان خطاب نمي کرده است است.

حضرت عيسي (ع) در خانواده ي خود با عنوان عيسي پيامبر خدا و عيسي پسر مريم خطاب مي شده است؛ زيرا  اعضاي خانواده، او را به عنوان انساني که بدون وجود پدر و به خواست خداوند متعال متولد شده است، مي شناختند. بنابراين در خانواده ي حضرت عيسي (ع)، کسي ايشان را با نام عيسي پسر يوسف خطاب نمي کرده است.

در بين مسيحيان و نيز طرفداران ايشان در زمان نبوت آن حضرت، عبارت عيسي پيامبر خدا و يا عيسي پسر مريم رواج داشته است. البته بعد از عروج حضرت عيسي (ع) تا عصر حاضر، بسياري از مسيحيان از عبارت انحرافي عيسي پسر خدا (نعوذ بالله) استفاده مي نمايند(387) که اين انحراف، عمدتاً ناشي از تحريف انجيل ها مي باشد؛ اما در هر صورت هيچ گروه مسيحي ايشان را عيسي پسر يوسف نمي داند.

در بين مسلمانان نيز ايشان همواره با عنوان عيسي پيامبر خدا و عيسي بن مريم شناخته شده اند و هيچ مسلماني ايشان را عيسي پسر  يوسف نمي داند.

تنها گروهي که ممکن است به ايشان توهين کرده و اين پيامبر بزرگ الهي را عيسي پسر يوسف دانسته باشند، يهوديان مخالف ايشان مي باشند؛ اما قطعاً يهوديان معاند که از حضرت عيسي متنفر بوده اند، به هيچ وجه پول خود را به منظور ساخت مقبره ي خانوادگي گرانقيمت براي دشمن خود (حضرت عيسي (ع))، هدر نمي دادند. (مگر اين که اين مسأله را بپذيريم که يهوديان کلاً مقبره اي دروغين ساخته و آن را به حضرت عيسي (ع) نسبت داده اند.) بنابراين ساخت مقبره ي خانوادگي گرانقيمت، توسط يهوديان انجام نشده است و به همين دليل نمي توان انتظار داشت که آن ها مقبره اي واقعي را ساخته، و بدين ترتيب اسم دشمن خود را بر روي تابوت حک کرده باشند.

بدين ترتيب همان گونه که ملاحظه فرموديد، عبارت عيسي پسر يوسف به هيچ عنوان توسط طرفداران حضرت عيسي (ع) استفاده نمي شده است و حضور اين عبارت بر روي تابوت، شاهد ديگري بر دروغ بودن فيلم « مقبره ي گمشده ي مسيح » مي باشد.
 

7) مسأله ي ديگري که ادعاي فيلم سازان را زير سوال مي برد، اين است که يکي از باستانشناسان بي طرف که از تابوت ها بازديد کرده است، اعتقاد دارد کلمه ي نوشته شده بر روي تابوت منسوب به حضرت عيسي (ع)، بيشتر شبيه کلمه ي (Hanun) مي باشد و شباهت کمي با کلمه ي (Yeshua) يا عيسي دارد!(388) اين مسأله نشان مي دهد که حتي اگر خطوط آرامي نوشته شده بر روي تابوت ها جعلي نباشند، باز هم تفسير سازندگان فيلم، انحرافي بوده و آن ها مسايل را تنها مطابق با اهدافشان تفسير مي نمايند.

8) يکي از دلايل مهمي که گروه فيلم ساز به آن استناد  کرده اند،  بررسي آماري مي باشد. بنا به ادعاي آنان، احتمال اين که خانواده ي ديگري در اورشليم وجود داشته باشد و اعضاي آن، نام هاي مشابه با خانواده ي کشف شده در مقبره ي خانوادگي مذکور داشته باشند، برابر 600/1 (يک ششصدم) مي باشد. آن ها چنين نتيجه گرفته اند که با توجه به پايين بودن احتمال محاسبه شده، خانواده ي کشف شده بايد خانواده ي حضرت عيسي (ع) باشد، نه خانواده اي ديگر.(389)

عليرغم ظاهر فريبنده ي اين ادعا، نقايص آشکاري در اين فرضيه ديده مي شود. يکي از اين نقايص، اين است که گر چه 600/1 احتمال کمي است، اما در طول چندين سال و در جامعه ي پرجمعيت اورشليم باستان، عدد کمي نمي باشد.

براي مثال اگر اورشليم باستان 36000 نفر جمعيت، و 6000 خانوار داشته باشد، و در مورد اين شهر يک بازه ي زماني 100 ساله را در نظر بگيريم، خواهيم ديد که در هر سال (10=600/1 * 6000) يا 10 خانواده با نام هاي مشابه در اورشليم وجود خواهد داشت. بدين ترتيب در 100 سال که 3 نسل پي در پي در اورشليم به دنيا مي آيد، حتي اگر جمعيت را ثابت در نظر بگيريم و افزايش جمعيت را در نظر نداشته باشيم، خواهيم ديد که در اورشليم (30=3*10) يا 30 خانوار در طي 100 سال وجود خواهند داشت که اسامي مشابهي داشته باشند! اين عدد براي 100 سال عدد کمي نيست؛ گر چه بازه هاي زماني طولاني تري را نيز مي توان در نظر گرفت.

اين محاسبه نشان مي دهد که حتي در صورت در نظر گرفتن احتمال 600/1 براي وجود خانواده اي با نام هاي مشابه مقبره ي کشف شده، کماکان در يک دوره ي زماني 100 ساله در اورشليم باستان، 30 خانواده با نام هاي مشابه مقبره ي مکشوف وجود داشته اند. بنابراين از کجا معلوم که مقبره ي کشف شده، مربوط به يکي از اين خانواده ها نباشد؟

اين مطلب نشان مي دهد که برخلاف ادعاي فيلم سازان، امکان اين که مقبره ي  کشف شده،  مربوط  به  خانواده اي  بجز  خانواده ي  حضرت عيسي (ع) باشد، زياد است.

البته لازم به ذکر است که محاسبات بالا را با فرض زاد و ولد هاي تصادفي در نظر گرفته ايم؛ حال آن که ازدواج در بين انسان ها امر تصادفي نيست. چرا که افراد با عقايد مشترک با يکديگر ازدواج کرده و براي فرزندانشان اسامي منطبق با عقايد خود، انتخاب مي نمايند. براي مثال در ايران و کشور هاي شيعي، شيعيان معتقد عمدتاً با يکديگر ازدواج مي نمايند و نام فرزندان خويش را از نام معصومين (ع) اقتباس مي نمايند. به همين دليل است که در ايران خانواده هاي زيادي وجود دارند که دو انسان مومن با نام هاي علي و فاطمه ازدواج کرده و نام فرزندان خويش را حسن و حسين برمي گزينند. بدين ترتيب در ايران آمار خانواده هايي که اسامي فوق را دارند، بالاتر از حدودي است که صرفاً از  طريق  آمار  و  احتمالات  به  دست مي آيد. چرا که خانواده هاي مومن، اسامي مشابه با خانواده هاي معصومين (ع) را  براي  خويش  برمي گزينند. 

مشابه  همين  مسأله  را مي توان براي مسيحيان معتقد نيز در نظر گرفت. بدين ترتيب که آن ها نيز ممکن  است  با  تأسي  به  خانواده ي  حضرت عيسي (ع)،  نام  اعضاي خانواده ي ايشان را براي خود برگزيده باشند. بنابراين ممکن است مقبره ي کشف شده در اورشليم (اگر واقعي باشد!)، مربوط به يکي از خانواده هاي مومن مسيحي باشد، نه خانواده ي حضرت عيسي (ع).


9) آزمايش DNA اي که توسط گروه تحقيق انجام شده است، نيز خالي از اشکال نيست؛ از اشکالات اين آزمايش DNA، اين است که فقط DNA دو نفر (جسد منسوب به « حضرت عيسي (ع) » و جسد منسوب به « مريم مجدليه ») مورد آزمايش واقع شده و  DNA  ديگران  بررسي  نشده  است. بنابر ادعاي فيلم سازان، در طي آزمايش مذکور نيز تنها ثابت شده است که دو جسد مذکور، با يکديگر رابطه ي ژنتيکي و خوني ندارند؛ به همين دليل نيز گروه تحقيق نتيجه گرفته است که اين دو جسد، برادر و خواهر نبوده و از آن جا که در مقبره هاي خانوادگي فقط اعضاي يک خانواده مي توانند دفن شوند، (Mariamene e Mara) بايد همسر (Yeshua bar Yehosef) باشد که عليرغم نداشتن ژن مشترک، توانسته است در مقبره ي خانوادگي مذکور جاي بگيرد!(390)

نتيجه اي که گروه  تحقيق  گرفته اند،  کاملاً  ساده لوحانه  مي باشد؛  زيرا آن ها DNA اجساد ديگر را بررسي نکرده اند؛ شايد اگر  DNAاجساد مردان ديگري که در آرامگاه  وجود  داشتند، از جمله « (Yose) يا يوسف (برادر عيسي) » و يا « (Matya) يا متي (يکي از بستگان مريم مادر عيسي) »  را  بررسي مي کردند، DNA آن ها را نيز  متفاوت  با  DNA  جسد  منسوب  به  « مريم مجدليه » مي يافتند. بدين ترتيب اين فرضيه مطرح مي شد که   شايد « يوسف » و يا « متي » همسر جسد منسوب به « مريم مجدليه » بوده اند.(391) بنابراين تحقيق آن ها در اين زمينه بسيار ناقص مي باشد. (البته ممکن است فيلم سازان، عمداً از بررسي بيشتر DNA خودداري کرده باشند.)


10) از ديگر نکاتي که در مورد آزمايش DNA و رد ادعاي فيلم سازان مي توان ذکر کرد، اين است که حتي اگر بپذيريم که DNA  جسد منسوب به « حضرت عيسي (ع) » و جسد منسوب به « مريم مجدليه »، با يکديگر تفاوت دارند، باز هم نمي توانيم خواهر و برادر بودن آن ها را رد نماييم؛ زيرا همان گونه که قبلاً ذکر شد، DNA ، تنها توارث مادري را بررسي مي نمايد و  تنها مي تواند اين مطلب را نشان دهد که آيا اجساد مورد مطالعه، مادر يکساني داشته اند يا خير. بنابراين چيزي را در مورد پدر اجساد نشان نمي دهد.

بدين ترتيب ممکن است که اجساد مذکور (جسد منسوب به « حضرت  عيسي (ع) » و جسد منسوب به « مريم مجدليه »)، خواهر و برادر ناتني بوده و پدر يکسان و مادران متفاوتي داشته باشند؛ بنابراين ديگر نيازي به اين فرضيه که اجساد مذکور زن و شوهر بوده اند، نخواهد بود.(392)


11) نکته ي عجيب و مشکوکي که در تحقيق DNA ميتوکندريال ديده مي شود، اين است که محققان، مهمترين جسدي را که مي بايست از نظر DNA بررسي مي کرده اند، تحت بررسي قرار نداده اند. به عبارت ديگر، بررسي جسدي که منسوب به « (Yehuda bar Yeshua) يا يهودا پسر عيسي » بوده است، مي توانست تا حدودي کليد اين معما را پيدا کند؛ اما در کمال ناباوري، هيچ بررسي DNA اي بر روي جسد مذکور انجام نشده است!

در واقع، محققان مي توانستند DNA ميتوکندريال جسد منسوب به « يهودا پسر عيسي يا (Yehuda bar Yeshua) » را بررسي نموده و آن را با DNA  ميتوکندريال  جسد  منسوب  به « مريم مجدليه » مقايسه نمايند. اگر  در  اين  مقايسه، DNA ميتوکندريال جسد منسوب به « (Yehuda bar Yeshua)  يا يهودا پسر عيسي » با DNA ميتوکندريال جسد منسوب به « مريم مجدليه » شباهت داشته باشد، آنگاه مي توان تا حدي نتيجه گرفت که ممکن است اين دو شخص مادر و پسر باشند؛ (هر چند در اين حالت نيز ممکن است دو نفر مذکور، خواهر و برادر نيز باشند.).(393)

اگر چنين نتيجه اي (احتمال مادر و پسر بودن) به دست مي آمد، از آن جا که بر روي تابوت پسر، عبارت « (Yehuda bar Yeshua) يا يهودا پسر عيسي » ذکر شده است، مي توان نتيجه گرفت که پدر اين پسر، جسد منسوب به « (Yeshua bar Yehosef) يا عيسي پسر يوسف » بوده و مادرش، جسد  منسوب   به  « مريم مجدليه »  بوده  است.  با  اين  نتيجه مي توان به صورت غير مستقيم، به ازدواج جسد منسوب به « عيسي پسر  يوسف يا (Yeshua bar Yehosef) » و جسد منسوب به « مريم مجدليه » پي برد.(394)

اما نکته ي جالب اين جاست که با وجود در دسترس بودن تست مذکور، اين تست با ارزش انجام نشده است که اين مسأله مي تواند ما را به جعلي و دروغين بودن ادعاهاي فيلم سازان واقف نمايد.
 

12) آخرين نکته اي که بايد به آن اشاره کرد، اين است که حتي اگر تمام اجساد آزمايش  شوند  و  ثابت  شود  که  با  يکديگر  رابطه ي  ژنتيکي  فاميلي داشته اند، باز هم مشخص نخواهد شد که آيا اين خانواده ي کشف  شده، خانواده ي واقعي حضرت عيسي (ع) هستند يا خير؟ زيرا آزمايش DNA، تنها رابطه ي فاميلي و ژنتيکي اجساد را با يکديگر نشان مي دهد، اما مطلبي درباره ي اين  که  اين  اشخاص  دقيقاً  چه  کساني  هستند،  ارايه نمي کند.(395)

براي شناخت دقيق اشخاص، بايد حتماً هويت يک نفر از آن ها به کمک شواهد ديگر به طور دقيق مشخص شود.  اگر  چنين کاري  انجام  شود، مي توان هويت ديگر افراد را با توجه به DNAشان و  با مقايسه ي DNA آنان با فردي که قبلاً هويتش مشخص شده است، به دست آورد. اما همان گونه که ديديم، هيچ فردي در مقبره ي خانوادگي يافت شده وجود ندارد که هويت او  به  صورت  قطعي  مشخص  شده  باشد؛  بنابراين  به  هيچ  وجه نمي توان هويت هيچ يک از افراد را تشخيص داد.
 

بدين ترتيب همان گونه که ملاحظه فرموديد، صحت فيلم و محتواي آن و صداقت دست اندرکاران  تهيه ي  فيلم،  کاملاً  زير  سوال  مي رود  و  به  هيچ  عنوان نمي توان به اين فيلم اعتنا نمود.

فيلم « مقبره ي گمشده ي مسيح (ع) » يا « The lost tomb of Jesus »، جنجال بسياري را در کشور هاي غربي و به خصوص آمريکا ايجاد نمود؛ تا جايي که شبکه هاي خبري گسترده اي نيز به پوشش خبري اين فيلم مبادرت ورزيدند. بسياري از اين شبکه هاي خبري که تحت نفوذ صهيونيست ها و فراماسونر ها قرار دارند، به ظاهر سعي کردند تا به نقد فيلم بپردازند؛ اما اين شبکه هاي خبري، ادله ي ضعيفي در رد فيلم ارايه نمودند. براي مثال در خبر (Fox NEWS)، بحث فقير بودن خانواده ي حضرت عيسي (ع) و نيز فراوان بودن اسامي همچون مريم، عيسي و ... به عنوان دلايل مشکوک بودن صحت محتواي  فيلم  ارايه  شدند(396)  و  دلايل  اصلي  رد  فيلم  (همانند  12  دليلي  که در  بالا  ذکر  کرديم)،  ذکر  نشدند.  در  واقع  شبکه ي  خبري  صهيونيستي (Fox NEWS)، با اين نقد ضعيف و سطحي، بيشتر به تبليغ فيلم کمک کرد و به دليل ضعيف بودن دلايل ارايه شده براي رد فيلم، بيننده را به اين سمت سوق داد که احتمالاً محتواي فيلم درست بوده است!

براي مشاهده ي کليپ ويديويي نقد فيلم « مقبره ي گمشده ي مسيح (ع) » يا « The lost tomb of Jesus »  در شبکه ي خبري صهيونيستي (Fox NEWS)، بر روي لينک زير کليک کنيد:(397)

برای دانلود فیلم اینجا کلیک کنید
 


 

در پايان خاطرنشان مي شويم که اين فيلم به ظاهر مستند و باطناً جعلي، يکي از  آخرين  حربه هاي  فراماسونري  براي  تشکيل  حکومت  جهاني  شيطاني مي باشد. بدين ترتيب که فراماسون ها در طي قرون اخير تلاش کرده اند تا با بسط تفکر اوانجليکالي و سو استفاده از بازگشت حضرت مسيح (ع)، افکار عمومي مردم کشور هايشان را با خود همراه کنند؛ اما در طي دهه ي اخير با توجه به اين که خودشان را در يک قدمي تشکيل حکومت جهاني شيطاني  پنداشته اند، کم کم شروع به تخريب چهره ي حضرت مسيح (ع) کرده اند، تا   بعد از سو استفاده از نيروي مسيحيان اوانجليکال و تشکيل حکومت شيطاني خود، بتوانند به راحتي از پوسته ي خود بيرون بيايند و  اديان الهي را به خيال خود نابود نمايند. به بيان بهتر، فراماسون ها که در طول قرون 20 و 21، با  شعار  بازگشت مسيح (ع) و تبليغ جنگ کذايي آرماگدون، توانسته اند عده اي از مسيحيان و يهوديان را با خود همراه کنند و با فريب آنان، حکومت ظاهراً يهودي و باطناً ماسوني اسراييل را بنيان نهند، حال که ساخت معبد سليمان و تشکيل حکومت جهاني شيطاني را در دسترس مي پندارند، ديگر نيازي به استفاده از شعار بازگشت مسيح (ع) نمي بينند و اين حربه را کنار گذاشته اند.

شايد بتوان گفت که سناريوي ذکر شده، بخشي از سناريوي اصلي است که اين سناريوي اصلي شامل فيلم هايي همچون « کد داوينچي » که مضموني مشابه دارد  نيز مي شود. همچنين فيلم ضد ايراني 300 که آن نيز در سال 2007  توليد  شده  و  در  جهت  خدمت  به  فراماسونري  عرضه  شده  است،  نيز احتمالاً  بخشي از  سناريوي  اصلي  مي باشد.  فاصله ي زماني کوتاه  فيلم هاي « کد داوينچي » اکران شده در سال 2006، « مقبره ي  گمشده ي مسيح (ع) » اکران شده در سال 2007 و فيلم ضد ايراني « 300 » اکران شده در  سال  2007،  خود  مويد  اين  مدعا  است  و  نشان دهنده ي  پيوستگي  اين فيلم ها در جهت خدمت به اهداف آخرالزماني فراماسونري مي باشد.
 


کاری از خادم الامام-وعده صادق ادامه دارد ..............

بقیه ی مطلب در بخش بعدی.............   برای دانلود منابع به فرمت PDF اینجا کلیک کنید.

BLACK FLAGS تماس با ما  
 ليست آخرين خبرهاي مهم
 
سرخط آخرین اخبار
  >
 


 

امکانات سایت
خوش آمديد ميهمان
آمار بازديد:


نويسندگان :

 BLACK FLAGS admin
 

 
دوستان

آه ای فلسطین

یاوران امام مهدی (عج)

لینکستان سایت

پروژه تقسیم مسجد الاقصی از سوی رژیم صهیونیستی

سرخط آخریم مطالب مجمع وبلاگهای منتظر

تماس با سایت

اسلام حقیقی

طاووس بهشت

تارنگار پژوهشی و تحقیقاتی هولوکاست

سایت مستور

عصرانتظاربروایت بحارالانوار جلد 13

صهیونیسم و جهان اسلام

صهیون پژوه

بیداری اندیشه

اسرائیل و سازمان یهود

صهیونیسم

جهان بدون صهیونیسم

بهائیت و اسرائیل

روزی که مرگ عبدالله فرارسد...

سفیانی و آخرالزمان

یمانی و یمن در آخرالزمان

سید حسنی نسبی یا سببی؟

شیصبانی همان صدام است ؟

طراحی قرآن

اربعین

نسل جدید منتظر

صهیونیسم ، یهود ، مهدویت

یهود شناسی

تصویر واقعی شیطان

شناسایی و بررسی افکار فراماسونری در ایران

هکران قلبها و مغزها

 

لوگوي دوستان




 

 

 
 
 

All Right Reserved By Dajjal.ir

Design & Copyright & Supporting Tools By
Waiting University