بررسی فرقه های صوفی گری در کلام امام حسن عسکری (ع)
رهنمودهاي دهگانه براي شناسايي افكار و اعمال صوفيانه حضرت امام حسن عسكري (ع ) علاوه بر آگاه سازي جامعه و مردم عصر و زمان خويش درباره تفكر صوفي گري و رفتار و اعمال خلاف شرع و عقل فرقه هاي صوفيه براي اعصار آينده و جوامع اسلامي نيز بينش آفريني و آگاهي بخشي را بسيار ضروري و لازم مي دانست و اين نشان مي دهد كه آفات و آسيب هاي متصوفه در حال رشد و تزايد بوده و خطرات و تهديدات صوفيان گمراه و گمراه ساز رو به وسعت و گسترش مي رفته است و به همين دليل امام (ع ) مسئوليتي سنگين را بر دوش خويش احساس نموده و افكار باطل و مغشوش و عملكردهاي تباه اين گروه فاسق را در آينده به نظاره ديدگان فكر و جان و روح نسل ها گذاشته است تا هم امروز و نسل ما و هم فردا و نسل هاي بعد از اين بينش آفريني ها بهره مند گردند و به اين وسيله « راه حق » را از « بيراهه هاي باطل » جدا سازند.
چنان كه پيشتر اشاره شد حضرت امام حسن عسكري (ع ) در عصر و زمان خويش به شدت در برابر تفكر صوفي گري موضع گيري مي كند و افكار و اعمال باطل و تباه صوفياني همچون « ابن رافع » و « دهقان » را طرد و نفي مي نمايد و آندو و كساني كه از آنها بيزاري نمي جويند را لعن و نفرين مي كند و از رحمت الهي دور مي دارد و مستوجب آتش دوزخ مي داند. امام (ع ) به اين حركات آگاهي بخش در طرد و نفي و مبارزه قاطع با فرقه صوفيه بسنده نمي كند و درباره دوره ها و عصر و زمان هاي پس از خود كه به عصر و نسل ما و پس از ما مربوط مي شود اينگونه به يكي از اصحاب نزديك و خالص خويش به نام « ابوهاشم جعفري » سخن مي گويد و خزانه ذهن و فكر او را انباشته از واقعيت هايي مي كند كه پس از ضبط و ثبت راهگشاي جامعه و كشور و نسل امروز و فرداي ما باشد :
اي ابوهاشم زماني بر مردم رخ دهد كه چهره هاشان خندان و بشاش و دلهاشان ظلماني و تاريك است . آنان سنت را بدعت و بدعت را سنت مي شمارند. مومن را تحقير و فاسق را توقير و احترام مي كنند. فرمانروايانشان ستمگر و دانايانشان به سوي خانه ستمكاران رهسپارند. ثروتمندانشان توشه فقيران را مي دزدند به اين جهت كه زكات و خمس و فطره نمي دهند. خردسالانشان بر بزرگان تقدم و برتري مي جويند. هر جاهل و ناداني در نزد آنان آگاه و دانا به شمار مي آيد. هر مكار و حيله گري فقير و تهي دست شمرده مي شود. فرق و امتيازي ميان شخص مخلص و رياكار نمي گذارند و گوسفند را از گرگ بازنمي شناسند. رهبران و علماي آنها بدترين مردم روي زمين هستند زيرا به فلسفه غير الهي و صوفي گري و تصوف مايل و عامل مي گردند. به خدا سوگند آنها دشمنان دين خدا و گمراهان و منحرفان هستند. و مبالغه در دوستي با مخالفان اسلام مي كنند و شيعيان و دوستان ما را گمراه مي سازند. اگر به مقام و منصبي برسند از رشوه گيري سير نمي شوند و اگر كامياب نشوند خداوند را رياكارانه عبادت مي كنند. آگاه باشيد كه آنها رهزنان طريق مومنين هستند و به آئين ملحدان دعوت مي نمايند. هر كس آنان را ادراك كند بايد حذر و اجتناب نمايد و دين خويش را از آسيب آنها ايمن دارد . » (1 )
امام حسن عسكري (ع ) به گروه هايي از مردم جوامع اسلامي در آينده تاريخ ـ يعني دنياي معاصر ـ اشاره مي نمايند كه تحت تاثير تبليغات و اغواگري و فريبكاري هاي فرقه صوفيه قرار مي گيرند و به گونه اي از تعاليم اصيل و نجات بخش و زندگي ساز اسلام خارج مي شوند و به « از خود بيگانگي » در دين و ايمان و عمل گرفتار مي آيند كه حقايق قطعي و مسلم را واژگونه مي سازند و حق و باطل را به هم مي آميزند و در حالي به سوي بيراهه هاي هلاكت زا و ضلالت خيز شتاب مي گيرند كه خويش را صالح و سالم و راه يافته به سوي حق تلقي مي كنند!
در پيام ها و درس ها و رهنمودهاي آگاهي بخش و هشداردهنده و راهگشاي حضرت امام حسن عسكري (ع ) دقت و تعمق مي كنيم :
1 ـ مردم تاثيرپذير از تفكر صوفي گري را با چهره هاي خندان و مشعوف مشاهده مي كنيم و حال آن كه اين سرور و شعف در سيماي ظاهري آنهاست و باطن و درونشان ظلمت زا و سياه و تاريك مي باشد. يعني آنان همواره در صدد هستند ماهيت خويش را كه با ظلمت ضلالت و گمراهي آميخته است پنهان دارند تا به اين وسيله به جلب و جذب ديگران بپردازند و مانع ظهور و بروز انگيزه ها و مقاصد فاسد و ناسالمشان شوند.
2 ـ حاميان صوفيه به گونه اي در باطل فرو مي روند و از حق فاصله مي گيرند كه در اوج خباثت و پليدي « سنت » (2 ) را « بدعت » (3 ) و بدعت را سنت مي شمارند و به اين ترتيب همه تعاليم و رفتار و سيره و روش هاي پيامبر اكرم (ص ) و امامان معصوم (ع ) را واژگونه معرفي مي كنند و بدعت در دين مي دانند و از طرفي ديگر هر بدعت و آرايش در دين را كه برخلاف احكام و قوانين اسلام و سيره و روش پيشوايان اسلام است سنت و سخن و رفتار و عمل پيامبر(ص ) و ائمه (ع ) معرفي مي كنند و به اين وسيله راه هدايت و ارشاد و دست يابي به حقيقت دين و سيره پيشوايان ديني را مسدود مي نمايند.
3 ـ حاميان صوفيان هر انسان « مومن » را ـ كه راه يافته به دين خدا و عامل به تعاليم و ارزش هاي والاي اخلاقي و رفتاري در ابعاد حيات فردي و اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي و سياسي مي باشد ـ « تحقير » مي كنند و انديشه و فكر و كنش و عمل او را نفي مي نمايند و در نقطه مقابل هر « فاسق » را ـ كه آلوده به انواع و اقسام فسق و معصيت و گناه مي باشد و آشكارا به لهو و لعب و فساد و بي بند و باري اشتغال مي ورزد ـ « احترام و اكرام » مي كنند و به اين وسيله به ترويج رفتار و سلوك فاسقان مي پردازند و از رويش جوانه هاي « ايمان » و پرورش انسان هاي « مومن » جلوگيري مي كنند.
4 ـ حاكمان و فرمانروايان همراه و هميار صوفيان در هر جامعه و كشور كه باشند به جور و ستم عليه توده هاي مردم بي گناه مي پردازند و دانايان و به اصطلاح علماي اين فرقه همواره با ستمگران ـ چه فرمانروايان و دستگاه ظلمه و چه با وابستگان و عوامل رده هاي پائين نظام هاي جور و چه با هر ظالم و ستمگر در هر كسوت و شغل ـ رابطه و پيوندي صميمانه دارند و به يكديگر نان قرض مي دهند و ثناگو و مداح يكديگرند و در يك كاسه دست مي برند و به اين ترتيب است كه صاحبان « زور » ـ حاكمان و زمامداران باطل ـ با صاحبان « تزوير » ـ علماي درباري و واضعان اسلام بني اميه و بني عباس و اسلام آمريكايي ـ به يكديگر مي رسند و از هم تغذيه مي كنند و در تقابل و تعارض آشكار و نمايان با اسلام ناب محمدي (ص ) و انديشمندان و علماي آگاه و متعهد و معارض با قدرت هاي استعماري قرار مي گيرند.
5 ـ حال و وضعيت صاحبان « زر » در تفكر صوفي گري نيز مشخص است و طبيعي است كه اينان عملكردي مشابه صاحبان « زور » و تزوير » دارند. به اين ترتيب كه ثروت ملل محروم را غارت و چپاول مي كنند و از سويي از پرداخت حقوق الهي كه در قوانين اقتصادي اسلام ـ همچون خمس و زكات و فطره ـ نهفته است امتناع و خودداري مي كنند و از سويي ديگر با روشهاي گوناگون به استثمار محرومان مي پردازند و با دست يازي به حقوق مسلم آنان بر زر و سيم و ثروت هاي انبوه خود مي افزايند و به اين وسيله شكافهاي بين « فقر » و « غنا » را عميق تر و فقيران و تهي دستان را فقيرتر و محروم تر مي نمايند.
6 ـ از مشخصه هاي بارز صوفي گري و رهبران فرقه صوفيه اين است كه سعي وافر دارند تا مراتب مختلف جمود و قشري گري را در ميان پيروان خود نفوذ و گسترش دهند و به مرور عوام الناس طرفدار متصوفه را در تعصب هاي كور و سخت و خشن گرفتار سازند و ديدگاه باطنشان را فروبندند و ديدگان ظاهرشان را باز و گشاده دارند. اين ترفند و حيله رهبران صوفيه همواره موثر و موفق بوده است و از همين رو پيروان اين تفكر منحط به صورت عناصر سطحي نگر و چشم و گوش بسته پرورش مي يابند و در نهايت همچنان كه امام حسن عسكري (ع ) تصريح مي فرمايند به جايي مي رسند كه به دليل فقدان معرفت و آگاهي و بينش هر انسان جاهل و ناداني در نزد آنان عالم و دانا تلقي ميشوند و از همين جاست كه تحجر و جمود و قشري گري و مخالفت و عناد اين افراد با تعاليم غني و جامع اسلام و انديشه هاي ژرف و عميق و راهگشاي فقها و علماي فرهيخته و فكور اسلامي و گرايش آنها به اوهام و خرافات صوفيه آغاز مي شود و راهي بازگشتشان به دين حق مشكل و سخت مي گردد.
7 ـ يكي از روش هاي عوام فريبانه صوفيه اين است كه خود را در ميان مردم ساده زيست و فقير و تهي دست جلوه مي دهند تا به اين وسيله نظر آنان را به خويش جلب نمايند و اين گونه وانمود كنند كه ما از زخارف دنيا و مال و ثروت و توانگري بيزاري مي جوئيم و خود را با تهي دست ترين مردم همراه و همرنگ مي سازيم و غم و اندوه و رنج هايشان را به جان مي خريم و در مضايق و تنگناهاي معيشتي با آنان شريك و سهيم مي باشيم . تعبير ژرف امام حسن عسكري (ع ) كه مي فرمايد « هر انسان مكار و حيله گري فقيه و تهي دست شمرده مي شود » اشاره اي صريح به نقش آفريني اين حيله شيطاني براي فريفتن مردم مي باشد.
8 ـ صوفيان در عين تظاهر به فقر و همراهي با مردم هر جا كه ثروتي بيابند غارت مي كنند و نه از راه مشروع و حلال كه از راه باطل و حرام خود را به مقام و منصب مي رسانند تا از امكانات مالي بهره ببرند و با تصاحب اهرم هاي قدرت و رياست در هر كشور و سرزمين اسلامي مراكز وابسته به خود را تامين مالي نمايند و بودجه هاي لازم را براي ترويج افكار باطلشان فراهم آورند. « اگر به مقام و منصبي برسند از رشوه گيري سير نمي شوند » تعبير امام حسن عسكري (ع ) و اشاره صريح آن حضرت به وجود اين خصيصه در فرقه هاي صوفيه مي باشد. البته آنها با پنهان داشتن افكار و عقايد باطلشان و آراستن ظاهر خود به ديانت اسلام در مراكز قدرت نفوذ مي كنند و به تصاحب مناسب براي ارتشا و ثروت اندوزي حرام توفيق حاصل مي نمايند.
9 ـ مبالغه و افراط در ارتباط و دوستي و مراوده با مخالفان اسلام در هر عصر و زمان و تلاش هاي وقفه ناپذير براي گمراه سازي شيعيان و پيروان ائمه اطهار(ع ) از ديگر ويژگي هاي فرقه هاي صوفيه مي باشد. عبارت امام حسن عسكري درباره مبالغه و افراط صوفيان در پيوند و مجالست و همراهي با مخالفان دين مبين حق و اصرار آنان براي گمراه سازي شيعيان ائمه اطهار(ع ) نشان از شدت خبث درون و شدت كينه و عناد صوفيان نسبت به اسلام و پيامبر و امامان و از ديگر سو اوج علاقه و اشتياق آنها به معاندان و مخالفان دين خدا دارد كه در هر عصري در ابعاد و جلوه هاي گوناگون به ظهور و بروز در مي آيد. دو تعبير ديگر امام (ع ) با اين مضمون كه صوفيان رهزن طريق « مومنين » و دعوت كننده به آيين « ملحدين » مي باشند نيز در همين موضوع ـ يعني مبالغه و افراط در پيوند با مخالفان دين و اصرار و پافشاري و فعاليت مخرب براي گمراه سازي شيعيان ـ ممزوج و آميخته مي باشد.
10 ـ آخرين رهنمود آگاهي بخش و هشدار دهنده حضرت امام حسن عسكري (ع ) براي شناسايي تفكر صوفي گري و عملكرد صوفيان در اين عبارت نهفته است كه : هر كس آنان را ادراك كندـ بيابد و بشناسدـ بايد حذر و اجتناب نمايد و دين خويش را از آسيب آنها ايمن دارد.
امام (ع ) براي مردم جامعه اسلامي در هر عصر و زمان صيانت و محافظت « دين » در برابر افكار باطل و شيطاني فرقه صوفيه را توصيه مي نمايد و تحقق اين امر را در اجتناب و دوري از اين فرقه و خودداري از پيوند و ارتباط با آنان مي داند. درنگاه ژرف امام حسن عسكري (ع ) عقايد و افكار صوفيان باطل و بيراهه و موجب ضلالت و گمراهي و آلودگي به فسق و فساد و تباهي و از دست دادن سعادت دنيا و رستگاري آخرت است و هيچ جايي براي درنگ و مسامحه باقي نمي ماند و از همين رو همه « والدين » و « مربيان » و « معلمين » و « مبلغين » موظفند فرزندان اين مرز و بوم را در معرض وسوسه انگيزي و گمراه سازي هاي اين فرقه منحط و آلوده و فاسد قرار ندهند و مانع القائات شيطاني آنان گردند.
ــــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقي :
1 ـ سفينه البحار ج 2 ص 58 آثار الصادقين ج 11 ص 277 و 288
2 ـ در فقه شيعه « سنت » به گفتار و كردار و تقرير و تاييد معصوم (ع ) اطلاق مي شود كه شامل قول و فعل و نوشته و تاييد پيامبر اكرم (ص ) و ائمه اطهار (ع ) ميگردد. در نگاه فقه شيعه « سنت » براي عموم مسلمانان در هر عصر و زمان « حجت » است و پيروي و تبعيت از آن واجب و لازم ميباشد.
در فقه اهل تسنن نيز سنت حجت مي باشد با اين تفاوت كه آنان حجيت سنت را در كلام و عمل و تقرير و تاييد پيامبر اكرم (ص ) محدود و منحصر مي سازند ولي فقه شيعه با تصريح منابع غني روايي و با استناد به روايات متواتر و منقول از شيعه و سني درباره ائمه اطهار(ع ) حجيت سنت امامان معصوم (ع ) را اثبات قطعي مي سازد
3 ـ « بدعت » در لغت يعني نوآوري و در اصطلاح فقهي يعني افزودن و وارد كردن احكام و تعاليم جديد در دين كه سابقه نداشته و با اصول و مباني و قوانين اسلام تباين و تضاد آشكار دارد. اين نوآوري نبايد با آنچه در ميان فقها و علماي آزاد انديش اسلام به نام نوآوري در فقه و ساير شاخه هاي علوم اسلامي ناميده ميشود و متصل به منابع اصلي دين و ثمره « اجتهاد علمي » ـ كه اصل و قانوني مشروع و معقول است و بنيان گذار آن پيامبر خدا(ص ) و ائمه اطهار(ع ) مي باشند ـ خلط و اشتباه شود.
تبديل « حكومت اسلامي » به « سلطنت موروثي » توسط معاويه با تعيين ولايتعهدي و انتقال خلافت به فرزندش نمونه روشني از بدعت گزاري در دين مي باشد. همچنين به دست گرفتن حكومت اسلامي توسط عنصري فاسد و فاسق و شرابخوار همچون « يزيد » نمونه ديگري از بدعت گزاري در دين است كه در نقطه مقابل شرط اصلي خلافت و زمامداري اسلامي يعني « عدالت » به مفهوم عام كه عبارت است از اجتناب و خودداري از اقسام معاصي و گناهان قرار دارد. و نيز جعل حديث و عمل به آن در احكام عبادي و اخلاقي و اقتصادي و سياسي از مصاديق ديگر بدعت در دين به شمار مي رود. موهومات و خرافاتي كه اهل باطل ابداع مي كنند و به نام دين در ميان مردم مسلمان نشر مي دهند و آنها را به گمراهي مي افكنند از نمونه هاي ديگر بدعت گزاري در دين محسوب مي شود...
حضرت امام حسن عسكري (ع ) : رهبران و علماي فرقه هاي صوفيه دشمنان دين خدا و گمراهان و منحرفان هستند و مبالغه و افراط در دوستي با مخالفان اسلام مي كنند و شيعيان و دوستان ائمه را به گمراهي مي افكنند. اگر به مقام و منصبي برسند از رشوه گيري سير نمي شوند و اگر كامياب نشوند خداوند را رياكارانه عبادت مي كنند. آگاه باشيد آنها رهزنان طريق مومنين هستند و به آئين ملحدان دعوت مي نمايند. هر كس آنان را ادراك كند بايد حذر و اجتناب نمايد و دين خويش را از آسيب آنها ايمن دارد .
هميشه اين چنين است كه صاحبان « زور » ـ حاكمان و زمامداران باطل ـ با صاحبان « تزوير » ـ علماي درباري و واضعان اسلام بني اميه و بني عباس و اسلام آمريكايي ـ به يكديگر مي رسند و از هم تغذيه مي كنند و در تقابل و تعارض آشكار با اسلام ناب محمدي (ص ) و انديشمندان و علماي آگاه و متعهد و معارض با قدرت هاي استعماري قرار مي گيرند .
امام حسن عسكري (ع ) براي جامعه اسلامي در هر عصر و زمان صيانت و محافظت « دين » در برابر افكار باطل فرقه هاي صوفيه را توصيه مي نمايند و بر همين اساس همه « والدين » و « مربيان » و « معلمين » و « مبلغين » موظفند فرزندان اين مرزوبوم را در معرض وسوسه انگيزي و گمراه سازي هاي صوفيان قرار ندهند و مانع القائات شيطاني آنان گردند .