 وقتی به نمايشگاه هبوط تا ظهور مراجعه كردم ، متاسفانه تفكر ماسونی را علاوه بر نماد آبليسك كنگره در اين نمايشگاه نيز مشاهده كردم . با وجود اينكه عنوان نمايشگاه از هبوط تا ظهور بود از ابتدا تا انتهای آن هيچ صحنه و نشان و نمادی از ظهور و مهدويت در اين نمايشگاه به چشم نميخورد و صحنه عاشورا نيز بسيار ضعيف كار شده بود و در اين گزارش بايد اقرار كنم همان ايده ضربه به مذهب تشيع با حذف و يا ضعيف نمودن نهضت سرخ حسينی و انتظار سبز مهدوی از سوی طراحان دقيقا در اين نمايشگاه پياده شده بود
وجود نماد شيطانی آبليسك در كنگره عظيم 23000 شهيد استان خراسان آنهم درنمايشگاه «هبوط تا ظهور» در مجتمع آيه های مشهد مقدس نشاندهنده نفوذ شرم آور جريان فراماسونری در بدنه دستگاههای مختلف نظام اسلامی است
روز شهادت امام جواد عليه السلام بود و بازديد از نمايشگاه «هبوط تا ظهور» در مجتمع لاله های مشهد در برنامه روزانه ام قرار داشت ، ساعت سه عصر به مجتمع لاله ها در بزرگراه آسيايی مشهد رسيدم مكانی كه برای بزرگداشت مقام 23000 شهيد دوران 8 سال دفاع مقدس از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آماده شده است
ديدگاهم اينطور بود كه با ورود به مجتمع آيه های مشهد ، قدم در يك مكان مقدس و پاك ميگذارم و چند ساعتی خودم را با نام و ياد شهدا و خاطرات جبهه و صفا و خلوص بسيجيان هم رنگ ميكنم و به اين وسيله از زندگی ماشينی و زمينی فاصله ای هرچند به اندازه چند ساعت خواهم گرفت
در همان ابتدای ورودم به مجتمع آيه ها ، نماد كنگره عظيم 23000 شهيد استان خراسان توجهم را به خود جلب نمود ، خواب نبودم و چشمهايم هم اشتباه نميديدند . با كمال تعجب همانطور كه در تصوير زير خواهيد ديد نماد شيطانی آبليسك محور نماد كنگره شهدای استان خراسان بود
خودم را قانع كردم كه اين نميتواند آبليسك باشد چون نوك آن هيچ شباهتی با آبليسك نداشت به همين دليل يكی از مسئولين مجتمع را پيدا كردم و راجع به نماد ورودی مجتمع با او صحبت كردم و خواستم تا اين نماد را برايم تشريح كند از چهره اش پيدا بود كه متوجه منظور من از اين سئوال شده است به همين دليل خودش زودتر از اينكه من صحبتهايم را ادامه دهم واقعيتی تلخ ولی حقيقی را برايم بازگو كرد
نامش را گفت فاش نكنم ولی آنچه بر اين نماد گذشته بود را برايم شرح داد . او گفت كه درست حدس زده ام واين همان نماد آبليسك است او گفت در ابتدای فعاليت اين مجتمع نوك اين آبليسك به همان شكل هرمی ساخته شده بود و تا چند روز پيش هم به همان صورت بود ولی وقتی كه مسئولين مجتمع متوجه شدند از سوی برخی نفوذيهای جريان فراماسونری چه كلاهی بر سرشان رفته است با تغيير نوك آبليسك و قرار دادن بخشی از يك نماد اسلامی خواسته اند بر اين فضاحت سرپوش بگذارند
ابليسك Obelisk، كه در فراماسونری و نحلههای رازآميز و شيطانی سخت مورد تكريم است، نماد مقدس پاگانيسم در مصر باستان است و مظهر آلت تناسلی مذكر به معنای حلول يا دخول شيطان در كالبد انسان يا تسليم روح خود به شيطان و اخذ نيرو از او؛ آنگونه كه در نمايشنامه «دكتر فائوستوس» كريستوفر مارلو** يا «فائوست» گوته به تصوير كشيده شده و در سالهای اخير به وفور در فيلمهای سينمايی، به شكل حلول مستقيم شيطان در جسم انسان يا باروری انسان از شيطان يا موجودات فضايی، ترويج میشود.
اين همان نماد كهن شيطان در صحرای عرفات (21 كيلومتری شمال مكه) است كه هر ساله توسط ميليونها زائر خانه خدا در مناسك «رمی جمرات» در سه نوبت سنگ باران میشد. در سالهای اخير، حكومت سعودی اين سه نماد باستانی را، كه نه تنها از نظر مناسك اسلامی بلكه از نظر تاريخ اديان و اسطورهشناسی نيز واجد اهميت منحصربهفرد است، برداشت و به جايش ديواری ساده گذارد. با اين تغيير، كه قطعاً تصادفی نبود، «رمی شيطان» از غنی ترين نماد برائت انسان از شيطان تهی شد. در فضايی نماد ابليسك از مناسك حج حذف میشود كه سر نورمن فاستر (لرد فاستر تمس بنك)،معمار بزرگ انگليسی و ماسون بلندپايه كه بازسازی مكه به دست اوست، در سراسر جهان نمادهای ابليسك يا به تعبير ديگر «هرمهای ايلوميناتی»*** به پا میكند.
فكرش را بكنيد كه در كنگره ای كه برای بزرگداشت مقام 23000 شهيد برگزار شده است پرچم السلام عليك يا ثارالله را دور نماد شيطانی آبليسك ببينيد آن هم در مكانی كه متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است آنوقت چه احساسی به شما دست ميداد . خواستم برگردم و بيشتر در اين مكان نمانم ولی انگار كسی مرا به سوی نمايشگاه هبوط تا ظهور می كشاند
وقتی به نمايشگاه هبوط تا ظهور مراجعه كردم ، متاسفانه تفكر ماسونی را در اين نمايشگاه نيز مشاهده كردم . با وجود اينكه عنوان نمايشگاه از هبوط تا ظهور بود از ابتدا تا انتهای آن هيچ صحنه و نشان و نمادی از ظهور و مهدويت در اين نمايشگاه به چشم نميخورد و صحنه عاشورا نيز بسيار ضعيف كار شده بود و در پايان اين دردنامه بايد اقرار كنم همان طز ضربه به مذهب تشيع با حذف و يا ضعيف نمودن نهضت سرخ حسينی و انتظار سبز مهدوی از سوی طراحان دقيقا در اين نمايشگاه پياده شده بود
در آمريكا در كتابی به نام A Plan to Devide and Desolate Theology مصاحبه مفصلی از دكتر مايكل برانت معاون ارشد رئيس سابق سيا و عضو مهم بخش شيعه شناسی سازمان سيا منتشر شده است و در اين مصاحبه از اسرار تكان دهنده ای پرده برداشته است و در جريان اتهام كاركنان سيا به فساد مالی بطور ناخودآگاه اعتراف كرده است كه در اين سازمان مبلغ 900 ميليون دلار برای سازمان دهی مبارزه با تشيع اختصاص يافته بوده است.
مايكل برانت مدتی طولانی در بخش مذكور فعاليت داشته ، ولی چندی پيش به خاطر فساد مالی از كار بركنار شده است و او نيز، ظاهرا از باب انتقام جويی خيلی از اسرار محرمانه را برملا كرده است در اين كتاب مبارزه با مرجعيت شيعه به عنوان سرچشمه اصلی قدرت تشيع و مبارزه با واقعه عاشورا و عزاداریهای مذهبی مسلمين، از اصلیترين پروژههای سازمان اطلاعات مركزی آمريكا برشمرده شده است.
سيا به اين نتيجه رسيده بود كه بايد دو بال سرخ و سبز تشيع تا سال 2010 ميلادی نابود گردد و بايد افرادی كه با شيعه اختلاف اعتقادی دارند را بطور منظم و مستحكم عليه شيعه سازمان دهی كرد. به گفته معاون ارشد سازمان سيا، آمريكا اهداف خود را در اين طرح از طريق، اول؛ شناسايی و كمك مالی به افرادی از شيعه كه بتوانند توسط نوشتارهای خود، عقايد و مراكز علمی شيعه را هدف قرار دهند و دوم؛ تحقيق و جمع آوری مطالب فراوانی عليه مرجعيت و نشر اشاعه ی آنها توسط نويسنده های پول پرست و بینام پيش ببرد.
نظرات برخی خوانندگان به همراه پاسخ :
امیر احمدی:
متاسفانه اين نوع نگاه به اطراف هيچ مشکلي را حل نمي کند. براي من جالب بود براي همين تصميم گرفتم بيشتر تحقيق کنم. متوجه شدم کساني که به پديده هاي اطرافشون با نگاه توهم آميز نگاه ي کنند حتي شکل مخروطي و هرمي کوه دماوند را هم نماد اوبليسک خوانده اند. يا هرچيز مربع يا مکعب مستطيلي که از نظر طولي کشيده شده باشد. در حالي که اصل اين نماد نمادي ايراني است و بسيار قديمي تر از ظهور انديشه هاي ماسوني است. در غير مذهبي ترين تعبير از اين نماد شکل ميله اي است که ايرانيان باستان براي ترسيم خطوط مرزي بر روي زمين ايجاد مي کرده اند و هنوز هم در مناطق مرزي به عنوان ميل مرزي استفاده مي شود و اصلا واحد «مايل» از همين واژه ميل خودمان گرفته شده است. اين خانم يا آقا نماد گنبد امام هشتم و هشت پرچم داخل آرم همين کنگره که برگرفته از پرچم سرخ حسيني عليه السلام و امام رضا عليه السلام را نديده و چون نماد به قول ايشان شيطاني اوبليسک داخل چشمشان بوده همان را تداعي کرده است. حتي جايي ديدم که به نوک هرمي بعضي از برجها و و آلاچيق ها و سقف هاي سفالي منازل که ناگزير به مخروط و هرم منتهي مي شوند هم گير داده اند. واقعا بايد تاسف خورد که بعضي ها خودشان را به اين جور تفکرات بي خود مشغول مي کنند.
پاسخ :
سرکار خانم امیر احمدی پس از سلام و ضمن تشکر از شما به خاطر داشتن روحیه خوش بینی بسیار بالا و تلاشی که برای تحقیق در شناخت جریان فراماسونری و نمادهای شیطانی این جریان پس از درج این مطلب نمودید لازم دانستیم مطالبی را به عرض شما و سایر خوانندگان برسانیم
فرموده اید این یک نماد ایرانی است درحالی که قدیمیترین و بزرگترین آبلیسکها را فراعنه مصر و فراماسونهای شیطان صفت عصر حاضر در سرزمین جدید استفاده نموده اند
فرموده اید نوع نگاه توهمی بوده است اما فراموش کرده اید که نفوذ تفکر غربی در ظاهر و اخلاق و زندگی و کار و خوراک و پوشش و مسکن و ..... همه مسلمین خودنمایی میکند و احتمالا شما هم بسیار خوشبینانه از کنار این مساله رد شده اید و نماد شیطانی آبلیسک در مجتمع آیه های مشهد را با دیدی بسیار سطحی به ميل مرزي تعبیر نموده اید و حتی نفرموده اید که جایگاه میل مرزی در کنگره شهدا چه مفهومی میتواند داشته باشد ... حتما از دید شما با روحیه خوش بینانه ای که دارید نماد از دست ندادن حتی یک وجب از خاک کشور اسلامی ایران در طول ۸ سال دفاع مقدس است .... هرچند پیچاندن پرچم السلام علیک یا ثارالله دور این نماد به قول شما مرزی !! با این برداشت بسیار توهین آمیز خواهد بود و ..
فرموده اید خبرنگار ما ، نماد گنبد امام هشتم و هشت پرچم داخل آرم همين کنگره که برگرفته از پرچم سرخ حسيني عليه السلام و امام رضا عليه السلام را نديده است در صورتیکه در تصویر درج شده این نمادها نیز کاملا واضح است و بینندگان میتوانند خود مفهوم ترکیب نمادهای اسلامی با محوریت آبلیسک که نماد اصلی شیطانی است را درک کنند البته اگر همانند شما اینقدر خوشبینانه به اطرافشان نگاه نکنند
خواهر گرامی سرکار امیر احمدی بهتر است به جای این توجیهات سطحی قبول کنیم که متاسفانه این نمادها از روی عمد و توسط برخی نفوذیها (اگر نگوییم برخی کارشکنان خودی) در مشهد و بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک کشورمان استفاده شده است و اطلاعات مسئولین ما در مورد نمادها و تفکر جریان ضد شیعه فراماسونری بسیار اندک است
در پایان نیز ضمن تذکر مجدد این مطلب که ضربه به مذهب تشيع با حذف و يا ضعيف نمودن نهضت سرخ حسينی و انتظار سبز مهدوی با کمرنگ نمودن صحنه عاشورا و حذف مهدویت و انتظار از سوی طراحان نمایشگاه هبوط تا ظهور مجتمع لاله های مشهد دقيقا پياده شده بود نظر شما را به پاسخ آقای اسماعیل شفیعی سروستانی مسئول موسسه موعود به این گونه خوشبینی ها جلب میکنم :
امروزه در برخی از كشورهاي اسلامي، بر كشيده شدن نمادها در هيئت ساختمانها، تنديسهاي تزيين كنندة ميادين شهري در گوشه گوشة شهرها، پرده از نفوذ وابستگان فرقههاي ماسوني و شيطاني در برخي سازمانهاي رسمي آنها نيز برميدارد. اين واقعه در کشور ما حاكي از بياطّلاعي و غفلت امضا كنندگان و صادر کنندگان پروانهها از دسيسه و شيطنت صاحبان سرمايه و وابستگان فرق سابق الذّكر و آرمانها و مقاصد آنهاست.از گذشتههاي دور گفتهاند: «العاقل تكفيه الاشاره»، براي عاقل يك اشاره كافي است تا چيزي را دريابد.
همه كه مثل برخي عوامِ از همه جا بيخبر نيستند كه نيازمند صد مدرك و سند و طول و تفصيل كلام باشند تا نكتهاي را دريابند. براي اهل خرد، هر كلام و تصوير صدها ماجرا و كتاب و دفتر را فرا رويش ميگشايد.پيرامون ما هزاران آرم و نشان و به قول برخي مردان شيك و اتو كشيدة امروزي، «برند» در سراسر شهر و كوي و برزن رژه ميروند. در شكل و شمايلهاي گوناگون كه بر تابلوهاي تبليغاتي، كالاها، مهرها و حتّي نام سازمانها قابل مشاهدهاند. نمادهاي خوش تركيب و موزوني كه در خود و با خود نشانههايي از تعلقات، دلبستگيها و وابستگيها را مينمايند و رد و نشان انديشهها، مرامها، مسلكها و محفلها را.
براي همة ما نشانهاي صليب سرخ، داس و چكش، صليب شكسته، ستارة داوود و امثال اينها مفاهيمي را متذكّر ميشوند و ما را از جملات و عبارات، بينياز ميسازند.در عالم نشانهها و آرمها، خطوط، رنگها، حركات اندام، حيوانات، گياهان و حتّي اعداد و حروف از جايگاه و حيثيت اوّليه و اصلي خود فاصله ميگيرند و در هيئت يك نشانه، معاني دوم و ديگري را به نمايش ميگذارند. معاني و مفاهيمي كه در بسياري اوقات از ديدها و نظرها پنهان ميمانند تا تنها جماعتي خاص امكان و محرميّت لازم براي دريافت پيام را داشته باشند.
در جهاني كه جماعتي خلاف آنچه مينمايند در سر سودايي ديگر ميپرورند، نمادها و نشانهها راهي براي پردهبرداري از اهداف و مقاصد پنهان نگاه داشته شده، ميگشايند.در جهاني كه جماعتي در تلاشند تا از تيررس سؤال و نگاه دور بمانند، نمادها و آرمها، نقش مهمّي در كشف گرايشها و افشاي وابستگيها و تعلّقات خاطر ايفا ميكنند.در جهاني آكنده از سمبلها و نشانهها، نميتوان با سطحينگري از كنار همه چيز و همه كس گذشت و با سادگي يك روستايي دل صاف با خود نجوا كرد كه: إن شاء الله بز است !
آنها ميخواهند كه ما از كنار همه چيز بگذريم، قسمها را باور بياوريم و دُم خروس را نديده بگيريم. ما را عادت ميدهند كه در گيرودار ظواهر و شلوغي از سؤال دربارة آنچه كه ميرود، خودداري كنيم تا بتوانند بيسؤال و پرسش، همه چيز را اتّفاقي و بيبرنامهريزي قبلي جلوه دهند و به حيات مزوّرانة خود ادامه دهند. در پايان، جان و روح و معاني نهفته در پشت ظاهر را در كالبد حيات مادّي و فرهنگي ما بدمند و صورت و سيرت مادي و فرهنگي ما را در تصرف و تملك تامّ خود وارد آورند. درست به همان صورتي كه كودكان ما، بيپرسش و ترديد به تماشاي كارتونهاي موش و گربه(تام و جری)، فرار جوجهاي و امثال اينها مينشينند و از نمادها، نشانهها و مفاهيم القاء شدة برنامهسازان و عروسك گردانان پشت صحنه، بيخبرند.تفسيرپذيري نمادها اين امكان را ايجاد ميكند تا هماره جماعتي مجال ماندن و در امان ماندن بيابند.
آن زمان كه معماران اروپايي، در پناه آل سعود، بهسازي و بازسازي مساجد مقدّس مسلمانان را عهدهدار شدند، به خوبي ميدانستند كه چگونه ميتوان همة نشانههاي فرهنگ ولايي و ديني مسلمانان گذشته را كه در لابهلاي همة ستونها، ديوارها و پنجرهها نشسته بود و در پيوند با سنّتها و باورها هماهنگياي دلپذير، ماورايي و نوراني ميان آسمان و زمين سبب شده بود، از بين برد و به جاي آن صورتي از ابنيه و نمادهاي وابسته به باور معماران فراماسونر را در لابهلاي نردهها، چراغدانها و راه پلهها كاشت و از سؤال و پرسش در امان ماند.
نشانههاي نشسته بر آثار و محصول دستان تربيت يافتگان مكاتب معماري اروپايي با زبان بيزباني اعلام ميدارند: «ما هستيم» حتّي اگر رخصت ورود به بلد امن و حرم خدا و مسجد پيامبر(ص) را به ما ندهيد.در جهان آرمها و نشانهها؛ خوراك، پوشاك، نوشابه، تنها خوراكي و نوشيدني نيستند. آنگاه كه بازار كشوري را تسخير ميكنند، پيش از آنكه مردم آن ديار، نوشابهاي بر صحن سفره بگذارند يا كفشي را پاي كنند و شادمانه با اتومبيلي به تفريح و سير و سفر مشغول شوند، ساية صاحبان پنهان كمپانيها را با خطّ مشي اجتماعي، سياسي و فرهنگي ويژه به صحن خانه و شهر و ديار خود بردهاند، چنان كه ديگر، کوکا كولا يك نوشابة معمولي نيست.
حضور گستردة هر آرم، اعلام حضور جرياني خاص بر پهنة حيات مادي و فرهنگي يك ملّت است. مثل ستارة شش گوش منقوش بر دلارهاي آمريكايي، مثل علامت دست شيطان كه توسط مردان نامآور سياسي آمريكايي و اروپايي به نمايش در ميآيد تا وابستگي آنها به كليساي شيطان به همقطارانشان اعلام شده باشد.عرقچين چسبيده بر فرق سر بنياسرائيل همان اندازه تعلّق خاطر صاحبش را به آموزهها و عهدهاي بنياسرائيل مينماياند كه هرم منقوش بر دلار آمريكايي يا نماد ماسوني ابليسك در شهر واشينگتن، فلسطین اشغالی و برخی کشورهای دیگر دو نماد شيطاني و ماسوني كه پرده از تمايل و گرايش سران پنهان ايالات متحدة آمريكا و دیگران به طريقتهاي شيطاني برميدارد.
امروزه در برخی از كشورهاي اسلامي، بر كشيده شدن نمادها در هيئت ساختمانها، تنديسهاي تزيين كنندة ميادين شهري در گوشه گوشة شهرها، پرده از نفوذ وابستگان فرقههاي ماسوني و شيطاني در برخي سازمانهاي رسمي آنها نيز برميدارد. اين واقعه در کشور ما حاكي از بياطّلاعي و غفلت امضا كنندگان و صادر کنندگان پروانهها از دسيسه و شيطنت صاحبان سرمايه و وابستگان فرق سابق الذّكر و آرمانها و مقاصد آنهاست. هم آنان كه در تلاشند تا در سيري تدريجي ساية خود را بر سر شهر و ديار مردم مسلمان بيفكنند و مسير را براي فرزندخواندگان سياهي هموار نمايند.نزد صاحبان انديشه و چشمهاي باز، نمادها راز هواداران خود را برملا ميسازند و راز پوشيدة وابستگان سازمانهاي سرّي و مخفي را كه هماره عليه خداوند، شريعت محمّدي و آيين و مرام مردان اهل ولايت و امامت مشغول توطئهاند، آشكار مينمايند.

در ابتدای فعاليت مجتمع آیه ها نوك اين آبليسك به همان شكل هرمی ساخته شده بود و تا چند روز پيش هم به همان صورت بود ولی وقتی كه مسئولين مجتمع متوجه شده اند از سوی برخی نفوذيهای جريان فراماسونری چه كلاهی بر سرشان رفته است با تغيير نوك آبليسك و قرار دادن بخشی از يك نماد اسلامی خواسته اند بر اين فضاحت سرپوش بگذارند
آيا ظهور و بروز علائم و نمادهاي شناخته شدة فرقههاي ماسوني و شيطانپرستان را در گوشه گوشة اين سرزمين بايد اتفاقي ساده انگاشت و چشم را بر آن همه بست؟ يا از كنار بناهاي رفيع و بر كشيده شده در شهرهاي مهمّ فرهنگي مذهبي مثل مشهد، اصفهان، شيراز و تهران كه تمام قد نمادهاي شناخته شدة ماسوني و شيطاني را به رخ ساكنان مسلمان اين سرزمين ميكشند، گذشت و آن همه را اتّفاقي ساده انگاشت؟ و یا از آنان پرسش نمود؟نمادها حرفهاي بسياري براي گفتن دارند، اگر گوشهايي مهيّاي شنيدن باشند.
|