| بسم الله الرحمن الرحیم
فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ
از آنجا که براي تکميل تحقيقات خود در تکمیل و ارائه مطالب جدید ناگزير از جستجو در منابع گوناگون بوده و از اغلب منابع قابل دسترس استفاده مينمايیم ، به مطالبي در يک سايت برخورد نمودیم که جاي شگفتي و توجه بيشتر را برايمان باز نمود . فردي اقدام به انتشار مطالبي با استناد به احاديث و روايات از ائمه معصومین علیهم السلام نموده و در آن طوري به مسائل پيرامون و تاريخي اشاره نموده است که اکثر انسانهاي عامي قادر به تميز دادن بين حق و باطل بعد از خواندن آن نباشند . از انجا که اين خطر وجود دارد که با توجه به وجود دشمنان بيشمار نظام و اسلام و تشيع از اين مطالب براي رسيدن به اهداف شيطاني خود استفاده نمايند لذا برآن شدیم تا عين مطالب را با توجه به اینکه اهانتهای زیادی به مقدسات اسلامی صورت گرفته است بدون کم و کاست براي شما خوانندگان گرامی نقل نمايیم تا قبل از هر اقدامي از سوي دشمنان حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف واکسن آن را ارائه و آماده کرده باشیم:
توجه نمایید که هدف از ذکر مقاله مذبور و جواب آن فقط تنویر افکار عمومی بوده و جنبه تحقیقاتی آن مورد نظر است و گرنه مقاله مزبورآنقدر مغالطه آمیز و جفنگ است که ارزش خواندن هم ندارد
با تشکر فراوان از مدیریت محترم موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج) آقای دکتر حسینی قزوینی و تیم تحقیقاتی این موسسه که در ارائه این پاسخ زحمات فراوانی را متقبل شدند
بعد از مطالعه مقاله حتما پاسخ آن را هم که توسط موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج) آماده شده است بخوانید تا ببینید که واقعا خداوند متعال دشمنان ما را از احمقها قرار داده است و خدا را شکر کنیم که چنین دلسوزانی در شهر مقدس قم هستند که خواب شب را به خود حرام کرده اند تا جواب مغالطه های اینچنینی را برای من و شما فراهم آورند
============================================================
متن مقاله معاندان نظام و اسلام و تشیع :
توجه نمایید که بدون بسم الله شروع شده است
* مواردی که با ستاره پر شده است دشنامهای نویسنده مقاله است که حذف شده است
============================================================
امام صادق(ع): اگر يک خبر را خوب درک کني بهتر از ده خبر است که باز گوي آنها باشي.همانا هر حقي حقيقتي داردوهر صوابي را نوري هست.سپس فرمود:به خدا قسم که ما مرد شيعي خودمان را به شمار چيز فهم نمي آوريم.تا آنکه با او به رمز و کنايه حرف بزنيم و او معناي رمز و کنايه ما را بفهمد. دجال کيست؟ دجّال شخص ريا کار و پر حيله اي است که در آخر الزمان از مشرق(ايران)خروج ميکند.ابتدا طبق احاديث بررسي ميکنيم که آيا دجّال هم اکنون وجود دارد يا خير؟و سپس به شناسايي وي مي پردازيم.
امير المؤمنين(ع): بحار الانوار ج52 ص193 مطالبي را که مي گويم به خاطر بسپار و بدان که علائم خروج دجّال به شرح زير است: 1) ربا خوردن از کارهاي معمولي جامعه ميشود. 2) ساختمانها را محکم مي سازند. 3) زنان در کارهاي اجتماعي و شخصي طرف مشورت قرار مي گيرند. 4) سرکشي و طغيان و بد رفتاري علني ميشود. 5) قرآنها را با چاپهاي زرين وجلدهاي زرکوب در اختيار مردم قرار مي دهند. 6) مساجد را از لحاظ ساختمان مزين مي سازند. 7) مناره هاي مسجد را بسيار مرتفع مي سازند. 8) زنان با مردانشان به جهت حرص به دنيا در کار تجارت شرکت ميکنند. 9) هنر پيشه هاي آوازه خوان تربيت مي شوند. و بسياري احاديث در اين باب در کتابهاي(کمال الدين-حديقه الشيعه-نواعب الدهور-کافي و........)وجود دارد. که همگي اين احاديث تصديق مي کند که دجّال در زمانه ما ظهور کرده. کمال الدين ج2 ص 319 –بحار الانوار-سنن ابي داوودص321
پيامبر اکرم(ص) : اي مردم،خداوند هيچ پيامبري را به رسالت مبعوث نکرد. جز آنکه قومش را از دجّال ترسانيد و خداي تعالي آن را تا به امروز بر شما تأخير انداخته است و اگر امر بر شما مشبه شد بدانيد که خداوند يک چشم نيست و دجّال بر حماري که فاصله بين دو گوشش يک ميل است خروج ميکند. اينکه پيغمبر اسلام و ديگر انبياء قومشان را از دجّال ترسانده اند معلوم است که او در موضع قدرت قرار ميگيرد.و آنقدر در خصوصياتش که همانا ريا وتزويراست قوي است که امر را بر عدةزيادي از مسلمانان مشتبه ميکند و مردم فکر ميکنند که او آدم خوبي است. ريا به معناي دو رويي است يعني شخصي ظاهرش خوب و باطنش بد باشدو وقتي همة انبياءقومشان را از دجّال ريا کار ترسانده اند يعني او ظاهرش بسيار خوب ولي باطنش بسيار بد است.و آنقدر ظاهرش به حقيقت نزديک است که اگر به تعبير فرمايش پيامبر،پيروانش را حمارش در نظر بگيريم اين حمار آنقدر بزرگ است که فاصلةبين دو گوشش يک ميل است پس اگر تناسب ببنديم فاصلةبين سر تا دم الاغ کيلومترها طول دارد يعني دجّال پيروان زيادي پيدا ميکند.پس اگر بخواهيم شخص دجّال را بيابيم بايد به دنبال اشخاصي برويم که ظاهرشان بسيار خوب است و پيروان زيادي دارند. تعداد دجّال ها طبق احاديث 30 نفر است ولي اصلي ترين آنها دو نفرند. سنن ابي داوود پيامبر(ص): پيش از ظهور مهدي(عج)30 دجّال ظهور خواهد کرد. طبق تحقيقات بعمل آمده و نتيجه چندين سال مطالعه،نام دو دجّال اصلي را فاش و به اثبات آن طبق احاديث و بطور عقلي مي نمايم : 1. خميني (**************) 2. خامنه اي (**************) تعجب نکنيد چراکه همانطور که پيامبر فرمود دجّال بسيار ريا کار است و از اين بترسيد که امر بر شما نيز مشتبه شده باشد چون امام صادق (ع) فرمودند : (کمال الدين ج 2 ص 24) قبل از قيام قائم 12 پرچم مشتبه بر افراشته مي شود که هيچ يک از ديگري باز شناخته نشود . راوي گويد من گريستم . فرمود اي ابا عبدالله چرا گريه مي کني ؟ گفتم : چگونه نگريم در حالي که شما مي گوييد 12 پرچم مشتبه که هيچ يک از ديگري باز شناخته نشود ، پس ما چه کنيم ؟ فرمود : به خدا سوگند امر ما از اين آفتاب روشن تر است ( براي شيعيانمان ) با يک نگاه واقع بينانه مي توان فهميد که وقتي اصحاب امام از تشابه امور گريه مي کنند بر ما نيز ممکن است امر مشتبه شده باشد . حال به اثبات گفته هايم طبق احاديث مي پردازم :
علي بن ابيطالب : (ملاحم الفتن ص 112 ) ايها الناس بعد از من آرام باشيد و از يک عده قليلي از آل محمد (ص) (سيدها (در ظاهر)) بر حذر باشيد زيرا که عده قليلي از آل محمد خروج مي کنند (قيام مي کنند ) ولي به علت مخالفت با امر من و و پشت پا زدن به عهد من به مقصود خود نخواهند رسيد ..... کسي که از فرزندان من (در ظاهر سيدها ) خروج کند و عمل و رفتارش غير از عمل و رفتار من باشد ( در کاخ زندگي کند – اسکورت ها داشته باشد – نان مردم را بِبُرد من از او بيزار خواهم بود .... از دو دجّال از فرزندان فاطمه ( در ظاهر سيدها ) بر حذر باشيد زيرا که از فرزندان فاطمه دو دجّال به وجود مي آيد. سيد بن طاووس ( مولف ملاحم الفتن ) در ذيل اين حديث مي گويد : اين حديث صراحت دارد در اين که مولاي ما علي ( ع) فرزندان خود را نهي کرده که قبل از ظهور مهدي (عج) خروج کنند . ( پس خميني *********** با چه جرأتي قيام کرده نمي دانم ؟) پيامبر (ص) : دجّال از طرف مشرق از شهري که آن را خراسان مي گويند خروج مي کند و .... (ملاحم ص 144) پيامبر (ص) : ضمن يک حديث طولاني مي فرمايد : قيام دجّال از سجستان است (سيستان و بلوچستان ) (اثبات الهدات ج 7ص 390 )
امير المومنين علي (ع) : (کمال الدين ص 314)
دجّال از شهري خروج مي کند که به آن اصفهان گويند از قريه اي که آن را يهوديه مي شناسند _ در کتاب نامه کمره ( تاريخچه خمين )مي خوانيم : ص18 شاهنشاه قباد اول اصفهان را به دو بخش گي (جي) و تيمره ( کمره يا خمين ) تقسيم کرد . و در صفحه 20 همان کتاب : براي اصفهان دو شهر بوده يکي ( جي ) و ديگري ( يهوديه ) ... و روستاي تيمري ( کمره يا خمين ) در بخش يهوديه واقع شده که حد فاصل ميان توابع اصفهان و کرج است . * همه مي دانيم که در زمان ما سيدي که قيام کرده و اهل خمين است کيست ؟ * در مورد دجّال دوم بايد دنبال شخصي بگرديم که ظاهرش سيد است در خراسان متولد شده و از سجستان قيام کرده و همه مي دانيد محل تولد خامنه اي (**************)خراسان است و قبل از انقلاب جهت جلوگيري از شورش وي چندين سال به سيستان و بلوچستان ( سجستان ) تبعيد شده بود و آغاز حرکتش از آنجا بوده (حقايق انقلاب ) ملاحم الفتن ص 19 موقعي مردي از بني عباس (دجّال)خلافت کند که او را عبدالله گويند و او آخرين نفر آنهاست. که ذوالعين است........(يعني اولين حرف اسم او(عين)است) حضرت علي با زيرکي تمام مي فرمايند که او را عبدالله(بندۀخدا)ميگوينديعني در واقع بندۀخدا نيست بلکه مردم به او بندۀخدا ميگويند و ميفرمايد آخرين دجّال حرف اول اسمش (ع)است مثلاعلي است حال چرا به دجّال حاکم بني عباس اطلاق شده: به خاطر اينکه شيوه رفتار و حکومتشان الگو گرفته از آنها است طبق حديث و مشاهده ذيل :
امام صادق (ع):( بحارالانوارج52ص254الي260) روزي همراه منصور(خليفه عباسي) بودم در حالي که او سوار بر اسب بودواز طرفين راست وچپ او لشکريان فراواني در حرکت بودند و من در کنار وي بر الاغي حرکت ميکردم.........وقتي به منزل بر گشتم يکي از دوستان ما به ديدن ما آمد و گفت:قربانت گردم ديدم همراه منصور سوار بر الاغي هستيد و او سوار بر اسب است و طوري با شما صحبت ميکرد که گويي برتر از شما است.پيش خود گفتم اين آقا حجّت خداوند است و صاحب اين امر و دستگاه حال آنکه منصور دشمن خداوند است و سوار بر مرکب قدرت است و حال آنکه شما سوار بر الاغي هستيد.شکي در دلم پيدا شد که چرا بايد چنين باشد و ترسيدم که دينم از دستم برود.به آن دوست گفتم:اگر تو مي ديدي که در اطراف من فوجي از ملائکه در حرکت هستند هر آينه سطوت و شوکت منصور در نظرت ناچيز مي آمد ........ -در زمانۀ ما اسب و الاغ نيست ولي اينها تمام القاب و عناوين امام زمان را دزديده اندو غصب کرده اند روي ديوارها بخوانيد و ببينيد من خود با چشم خود روي پارچه نوشته اي ديدم که نوشته بود«شهادت دخت گرامي نبي اکرم را خدمت امام زمان و مقام عظماي ولايت وامامت حضرت آيت اله العظمي خامنه اي تسليت مي گوييم.» آيا اين مصداق بارز سوار اسب شدن منصور و سوار الاغ شدن امام صادق نيست پس بحق که آنها از بني عباس هم رذل ترند.
امام علي (ع): (روضۀ کافي ج2 ص 359 –ص 362) ضمن يک حديث طولاني مي فرمايد: مساجد آنها از نظر ساختمان(کاشي کاري-فرش- کولر-نجاري)آباد،امّا از هدايت مردم به اين واقعي ويران است ......شرکت در مساجد اينها کفر به خداوند است.مگر براي آن افرادي که نسبت به گمراهي آنها شناخت داشته باشند. بر اساس اعمال نادرست متصديان امور ديني،مساجد اين پايگاه ديني،از نظر تقوا خراب و انباشته از گمراهي ميشود(تبديل به پايگاه بسيج ميشود)...... و اموال بيت المال را در راه نا مشروع و خونريزي به مصرف مي رسانند وکساني را که در اين مسير نا حق از آنها کشته مي شوند را شهيد مي نامند(نيازي به توضيح ندارد)
امام علي(ع): ( ملاحم ص 17) وقتي که بيرقهاي سياهي را ديديد از زمين جدا نشويد و دست و پاي خود را حرکت ندهيد(يعني تظاهرات نکنيد) پس گروهي کوچک ظاهر ميشود که به آنها توجهي نمي شود(آخوندهايي که در زمان شاه آنها را آدم حساب نمي کردند)دلهاي آنها چون سنگ آهن است(رحم ندارند و برايشان مهم نيست چقدر از مردم کشته مي شوند فقط حکومت را مي خواهند) اصحاب در دو بلا هستند،به عهد و پيمان وفا نمي کنند(آب و برق را مجاني مي کنيم،نفت حق شماست).بسوي حق دعوت مي کنند،ولي اهل حق نيستند اسامي آنها کنيد و نسب آنها پوشيده و نا معلوم است......*توضيح)کنيه: در بين اعراب نامي است که به جاي اسم و فاميل آنها بيان مي شود يعني چيزي اضافه به اسم و فاميل.در بين ايرانيان کنيه معنايي ندارد ولي اگر به جاي اسم و فاميل کسي را به نامي صدا بزنند در واقع کتبه اوست.مثلا:سيد علي حسيني را ميگويند:خامنه اي-روح الله موسوي را مي گويند خميني-علي اکبر هاشمي را مي گويند رفسنجاني
حذيفته بن ايمان (از اصحاب از قول معصومين نقل مي کند)ملاحم ص18 مردي از طرف مشرق خارج شد . و مردم را بسوي آل محمد(ص) دعوت مي کند . در صورتي که او دور ترين مردم است به آل محمد (ص) . علامتهاي سياهي نصب مي کند که اول آنها نصرت و آخر آنها کفر است پست ترين افرادعرب و غلامان زر خريدي که از طرف آفاق جمع شده اند .تابع او خواهند شد . (به تعبير خميني (*******) (اسلام پا بر هنگان ). علامت آنها سياهي است و دين آنها شرک است . و بيشتر آنهاخدع خواهند بود . گفتم خدع يعني چه؟ گفت يعني ختنه نشده . –دقت کنيد که معصومين در اين جا نيز با زيرکي فرمود به آل محمد دعوت ميکند نگفته به محمد . و منظورش اين است که به ائمه دعوت مي کند پس در ظاهر شيعه است . و اگر گفته بود به محمد دعوت مي کند. سُني ها را هم در بر مي گرفت ولي با زيرکي آن را محدود کرده پس واقع بين باشيد و بترسيد که امر را بر شمامشتبه نکنند .
امام حسن عسگري(ع): حديقه الشيعه-ج2 ص785 به زودي بر مردم زماني فرا مي رسد (آخر الزمان)که...عالمانشان برترين آفريدگان خدا بر روي زمين اند زيرا ايشان به فلسفه و تصوف مي گرايند. به خدا قسم،آنان روي گردان از حق کجروند. -خميني(**********)در حوزۀ علميه زمان طلبگي معروف بوده که او يک فيلسوف است نه فقيه(اگر کسي همزمان با او در حوزه بوده باشد و هنوز آلوده نشده باشد ميتواند تأييد کند.)
پيامبر(ص): تفسير الهي-ج2 ص82-279 ضمن يک حديث طولاني و ترسيم اوضاع آخرالزمان به سلمان ميفرمايد: دراين هنگام رويبضه سخن خواهد گفت.سلمان گفت:اي فرستاده خدا ،پدر و مادرم به فدايت رويبضه چيست؟ فرمود :کساني در بارۀ کارتودۀمردم سخن خواهند گفت که پيش از اين چنين نمي کردندو..... در کتاب لسان العرب ،مدخل ربض مي خوانيم : روبيضه مصعز را بصنه است. مراد از «رابضه»انسان پست و بي ارزش است .از انجام کارهاي بزرگ عاجز است (مثلا يک دست او لنگ است ).در ظاهر آنهاوا عمالشان خوب اند ولي در باطن
پيامبر(ص) ميفرمايد : کنزالعمال ج8 جزء 16 ص167 در آخر اين امت (مسلمانان ) مرداني خواهند بود که بر بالشها سوار مي شوند تا به در مساجد بروند (صندليهاي نرم ماشين هاي آخرين سيستم و در بين جمع کثيري از محافظان )زنهايشان پوشيدگان برهنداند بر سرشان چيزي مانند کوهان شتران لاغر است .(عمامه اي است که حتي حال ندارند آن را درست بيندازند ). آنان را لعنت کنيد ، چرا که بي گمان از رحمت خدا دوراند.
امير المؤمنين علي (ع): ص 314کمال الدين در پاسخ اصبغ ابن نباته که فرمود يا علي ، دجال کيست ؟ضمن يک حديث طولاني فرمود:او کسي است که مي گويد من پروردگار اعلاي شما هستم (يعني مي گويد: هرچه من بگويم همان است ، يا مي گويد: بسيج لشکر مخلص خداست در حالي که بسيج خرّ دجّال است يا مي گويد روح خدا به خدا پيوست در حالي که او دشمن خدا بوده و فقط حکومت را مي خواست و تنها راه رسيدن به حکومت ورود از راه نقطه ضعف مردم يعني دين بوديا ميگويد ولايت مطلقه فقيه،در حالي که ولايت مطلقه از آن خداست و حتّي (پيغمبر هم ولايت مطلقه ندارد)بدانيد که در آن روز بيشتر پيروان او ز نازادگان و صاحبان پوستهاي سبزاند(يعني سپاه پاسداران که لباسهاي سبز مي پوشند و حاضرند خانواده شان را فداي دجّال کنند) -اينها اثبات دجّال بودن آن دو لعنتي از زبان احاديث بود.حال به طور عقلي نيز آنرا اثبات مي نماييم ان شاءالله. کلمة دجّال يک کلمة عربي است از ريشة«دََجل»به معناي شخصي که چيزي را با چيز ديگري بپوشاند به طوري که اصل آن معلوم نباشدو پوشش آن ظاهر باشد.مثلا وقتي روي يک تکّه آهن را با لايه اي از طلا مي پوشانند به طوري که کسي آهن را نبيند و همه فکر کنند طلاست.به اين عمل(دجل)و به شخصي که اين کار را مي کند(دجال)مي گويند.شخص دجّالي که معصومين و انبياء معرفي کرده اند که در دين بدعت مي گذارد.يعني اسلام را آنطور که دوست دارد معرفي ميکند و آنقدر اين کار را ظريف انجام مي دهد که همه فکر ميکنند اسلام همانست که او مي گويد. حال کمي از تعصّب بي جا خارج شويد و به ديدة انصاف بنگريد. -آيا اينها اسلام ناب محمّدي را براي ما در وارد شدن به دستشويي با پاي چپ و خارج شدن با پاي راست خلاصه نکردند. -آيا اينها قيافةمسلمان را در ريش پر از شپش و يقة تا زير بيني بسته و مغز عاري از تفکّر،ظاهر نکردندآيا به خاطر ترورها و بمب گذاريهاي اينها نيست که دنيا با شيعه دشمن شده و همه جا مي گويند :مسلمان =تروريست -آيا اينها که ميگويند اسلام يعني جمهوري اسلامي در حالي که مي بينيد که يکي از اصول دين ما که عدل است در آمريکا و اسرائيل بيشتر از جمهوري اسلامي رعايت ميشود چرا که در آمريکا اگر يک گربه، بالاي يک درخت گيرکند همة نيروها جمع مي شوند که گربه را پائين بياورند ولي اگر يک جوان ايراني از کوه پرت شود اول بايد پول به حساب بريزد بعداً در صورت امکان هلي کوپتر جهت نجات وي اعزام گردد. -آيا اسلام اينست که عدل که از اصول دين ماست رعايت نشود ولي صفوف پر از رياي نماز جماعت که از فروع دين است با خرجهاي کلان گسترده شود. -آيا اسلام مي گويد مثل رضا خان که چادر را به زور برداشت شما هم به زور چادر به سر بکشيد يا مي گويد بايد اسلام واقعي پياده شود بعد با مفاسد برخورد کرد. -آيا اسلام ميگويد:حاکم جامعه اسلامي بايد صدها هزار اسکورت و ده ها شکنجه گاه براي سرکوب مخالفين داشته باشديا بايد مثل علي بن ابيطالب در شب 19 رمضان قاتلش را از خواب بيدار کندو بگويد:بلند شو دير ميشود. -آيا کسي که لباس پيغمبر را مي پوشد ولي اسلام معاويه و يزيد را پياده مي کند دجّال نيست؟ -آيا کسي که بدعتي به نام ولايت مطلقة فقيه را در اسلام گذاشت در حالي که ولايت مطلقه مخصوص خداست و ولايت غير مطلق نيز مخصوص 14 معصوم است و بس .دجّال نيست؟(در باب اول کتاب غيبت نعماني بيش از 50 حديث در اختصاص ولايت به 14 معصوم آمده است)در زمان غيبت امام نيز ولايت هم چنان ازآن امام معصوم است و فقط يک مرجع لازم است که آنهم از طرف امام تعيين ميشود.ما چيزي به نام مراجع عظام در يک زمان نداريم فقط يک مرجع در هر زمان وجود دارد و آنهم از طرف امام بايد تعيين شود نه حوزة علميّه. برويد کتب تاريخ را بخوانيد و ببينيد چگونه خميني(************)در 15خرداد 42 حکم جهاد داد در حالي که در آن موقع هنوز رساله هم نداشت.بخوانيد و بدانيد که چگونه جهت جلوگيري از اعدامش يک شبه او را مجتهد اعلام کردند و رساله به نامش زدند. آيا کسي که آرم مذهب سيک(مذهبي فعال در هندوستان ) که مذهب پدرانش است .ان را به عنوان کلمۀ جلاله الله در وسط پرچم کشور اهل بيت وارد کرده دجال نيست؟ -آيا کسي که باعث شده که مردم تا آب و نانشان کم مي شود به خدا بدبين شوند دجال نيست ؟ پس از اخرت خود بترسيدکه پيامبر (ص)فرمود : (بحارالانوار ج 52 ص192) هرکس که ما اهل بيت را دشمن بدارد خداوند او را يهودي بر مي انگيزد . پرسيدند چگونه اي رسول خدا؟فرمودند : اگر زمان دجال را دريابد به او ايمان مي آورد . -پيامبر خدا مي گويد ايمان آوردن به دجال برابراست با دشمني اهل بيت و يهودي برانگيخته شدن پس کسي که زيارت عاشورا مي خواند و نماز شب مي خواندو...وحب دجال را در دل دارد . بداند که اين عبادت ، فقط اجازۀ ورود به جهنم براي اوست . اين حرف من نيست حرف پيغمبر است . يهودي برانگيخته شدن يعني معتقد به اين باشي که موسي آخرين پيامبر و تورات آخرين کتاب است . پس خوب است که در عقايدمان تجديد نظر کنيم . من اين نوشته هارا ننوشتم که مردم بخوانند و به خيابان بريزند چرا که طبق فرمايش پيامبر (ص) قائل به اين هستم که هر قيامي قبل از قيام قائم ، قيام کفر است و پرچم دارش طاغوت است .(روزگاررهايي) ولي شمارا به خدا قسم . دلتان را از رزائل وحب بي جا و تعصب بشوئيد.و بترسيد از اينکه زيارت عاشورا بخوانيد و يزيد را لعن کنيد ولي در روز حشر از تو هم ، مانند يزيد از خون امام حسين تقاص بگيرند . -مسئله دجّال آنقدر غلط انداز است که همة انبياء قوم خود را از آن ترسانده اند . يعني ظاهرش انقدر به حقيقت نزديک است که اکثر مردم اشتباه مي کنند. -مسئلۀ پيشوايان گمراه گر آنقدر جدي است که پيامبر که مجسمه ((الا اَنَّ اَولياءَ الله لا خَوف عليهم و لا هم يحزنون)) است در صفحه نهج الفصاحه در دو حديث مي فرمايد: حديث 585: اِنَّ اَخوَفَ ما اَخافُ عَلي اُمَّتي کُّلُّ مُنافِق عَليمِ اللِّسان. بي گمان هراس انگيزترين چيزي که بر امت خود مي ترسم انسان دو چهره چرب زبان است. حديث587: اِنَّ اَخوَفَ ما اَخافُ عَلي اُمَّتي الائمه المضِّلّون. بي گمان هراس انگيزترين چيزي که بر جامعه و مردم خود بيم دارم امامان گمراه گرند. پس بترسيد از دجال و از اينکه امر بر شما مشتبه شده باشد. ((اَلحَمدُ للله الَّذي هَدانا لِهذا لِنَهتدي لو لا اَن هَدانا الله))
============================================================
اکنون پاسخ گروه پاسخ به شبهات موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)
============================================================
بسم الله الرحمن الرحیم
در اين مقاله مغالطه هاي بسيار صورت گرفته است و رواياتي را که به آنها استشهاد مي کند غالبا مورد تقطيع قرار داده است :
دروغ هاي اين مقاله : نويسنده بدون آنکه هيچ مدرکي ارائه کند مدعي مي شود دجال از مشرق که آنهم به معني ايران است خروج مي کند ؛ خوب چرا ادعا نکرده است که وي از افغانستان يا پاکستان که در مشرق ايران است و جولانگاه طالبان (که سني وهابي هستند) خروج مي کند ؟ پنج اشکال در روايت امير مومنان در مورد دجال :
سند روايت : 1 - حدثنا محمد بن إبراهيم بن إسحاق قال : حدثنا عبد العزيز ابن يحيى الجلودي بالبصرة قال : حدثنا الحسين بن معاذ قال : حدثنا قيس بن حفص قال : حدثنا يونس بن أرقم ، عن أبي سيار الشيباني ، عن الضحاك بن مزاحم ، عن النزال بن سبرة
متن روايت : يا أمير المؤمنين متى يخرج الدجال ؟ فقال له علي عليه السلام : ... احفظ فان علامة ذلك إذا أمات الناس الصلاة ، وأضاعوا الأمانة واستحلوا الكذب ، وأكلوا الربا ، وأخذوا الرشا فقام إليه الأصبغ بن نباتة فقال : يا أمير المؤمنين من الدجال ؟ فقال : ألا إن الدجال صائد بن الصيد فالشقي من صدقه ، والسعيد من كذبه ، يخرج من بلدة يقال لها إصبهان من قرية تعرف باليهودية ، عينه اليمنى ممسوحة والأخرى في جبهته ، تضيئ كأنها كوكب الصبح ، فيها علقة كأنها ممزوجة بالدم ، بن عينيه مكتوب " كافر " يقرأه كل كاتب وأمي .
اشکالات سندي : 1- محمد بن ابراهيم بن اسحاق مجهول است و توثيقي ندارد : معجم رجال الحديث آية الله العظمي خوئي ج 15 ص 230 ش 9961 اي امير مومنان دجال چه زماني شورش مي کند ؟ ايشان فرمودند .... اين علامت ها را به خاطر بسپار که علامت زمان شورش دجال است . وقتي مردم نماز نخوانند و امانت را ضايع گردانند و .... اصبغ ايستاده و گفت : اي امير مومنان ؛ دجال کيست ؟ فرمودند بدرستيکه وي صائد بن صيد است .... در شهري به نام اصفهان خروج مي کند که مشهور به يهوديت است چشم راست او مسخ شده است و چشم چپش در پيشاني او است ؛ مانند ستاره صبح مي درخشد و مانند آن است که در آن لخته خون است . در بين دو چشم او نوشته است «کافر» که هر نويسنده و بي سوادي آن را مي خواند .
2- تمامي رجال سند از قيس بن حفص به بعد مجهول اند .
اشکالات دلالي :
1- روايت وي مي گويد ابن صائد در زمان پيامبر زنده بوده است و وي همان دجال است !!! روايت او را صائد بن صيد (يا صياد) معرفي کرده است ، در روايات صحيحه اهل سنت در مورد وي آمده است که در زمان رسول خدا (ص) زنده بود : أَنَّ عُمَرَ انْطَلَقَ مع النبي صلى الله عليه وسلم في رَهْطٍ قِبَلَ بن صَيَّادٍ حتى وَجَدُوهُ يَلْعَبُ مع الصِّبْيَانِ ... الجامع الصحيح المختصر ، مؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي (متوفي: 256) بَاب إذا أَسْلَمَ الصَّبِيُّ فَمَاتَ ش 1289 ج 1 ص 454 ، ناشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا عمر همراه با گروهي به نزد ابن صياد رفتند و او را ديدند که با کودکان بازي مي کند ... جابر نيز مي گويد رسول خدا اعتقاد داشتند که ابن صائد همان دجال است :رأيت جَابِرَ بن عبد اللَّهِ يَحْلِفُ بِاللَّهِ أَنَّ بن الصياد الدَّجَّالُ قلت تَحْلِفُ بِاللَّهِ قال إني سمعت عُمَرَ يَحْلِفُ على ذلك عِنْدَ النبي صلى الله عليه وسلم فلم يُنْكِرْهُ النبي صلى الله عليه وسلم الجامع الصحيح المختصر ، مؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي (متوفي: 256) ج 6 ص 2677 ش 6922 ، ناشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا جابر بن عبد الله انصاري را ديدم که به خدا قسم مي خورد که ابن صياد همان دجال است ؛ به او گفتم به خدا قسم مي خوري؟ پاسخ داد که عمر در نزد رسول خدا به اين مطلب قسم مي خورد و ايشان به عمر اشکال نگرفتند .
2- روايت مي گويد که بعد از حصول علامات دجال ظهور مي کند ؛ نه قبل آن !!! همانطور که در متن روايت آمده بود ، که وقتي اين علامات حاصل شد دجال ظهور مي کند ؛ پس دجال تا آن زمان ظهور نکرده است و اين خلاف ادعاي اين شخص است . مدعاي وي آن است که علماي شيعه که قبل از اين علامات بوده و علامات در زمان آنها تحقق پيدا کرده است همان دجال هستند !!!
3- علامت هاي ذکر شده در مورد ظاهر دجال با ادعاي اين شخص مطابقت ندارد .
در روايات آمده که او يک چشم دارد . در پيشاني او نوشته کافر و همه مي توانند آن را بخوانند و...
4- در روايت آمده قيام وي از اصفهان است اما قيام علماي شيعه از قم بود !!! اگر روايت مي خواست قيام علماي شيعه را بگويد و شيعه را يهود معرفي کند بايد مي گفت از قم که مرکز يهود است !!! نه از اصفهان که مرکز يهود است !!! مستدل مي گويد بدو تولد امام خميني از اصفهان است !!! با اينکه خمين طبق تاريخ از بلاد قاسان يا کاشان است و نه اصفهان
5- روايت مطرح شده به خلاف مدعا در سنن ابي داود موجود نيست
اشکال در روايت سي دجال :
1- در هيچ روايت نيامده است که دوتاي آنها اصلي هستند !!! نويسنده ادعا مي کند که در روايت آمده است که دو تن از ايشان اصلي هستند !!! و از بقيه مهم تر !!! بهتر است نگاهي به روايت بياندازيم تا صحت کلام وي مشخص شود : حدثنا عبد اللَّهِ بن مَسْلَمَةَ ثنا عبد الْعَزِيزِ يَعْنِي بن مُحَمَّدٍ عن الْعَلَاءِ عن أبيه عن أبي هُرَيْرَةَ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حتى يَخْرُجَ ثَلَاثُونَ دَجَّالُونَ كلهم يَزْعُمُ أَنَّهُ رسول اللَّهِ حدثنا عُبَيْدُ اللَّهِ بن مُعَاذٍ ثنا أبي ثنا مُحَمَّدٌ يَعْنِي بن عَمْرٍو عن أبي سَلَمَةَ عن أبي هُرَيْرَةَ قال قال رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حتى يَخْرُجَ ثَلَاثُونَ كَذَّابًا دَجَّالًا كلهم يَكْذِبُ على اللَّهِ وَعَلَى رَسُولِهِ سنن أبي داود ، اسم مؤلف: سليمان بن الأشعث أبو داود السجستاني الأزدي (متوفي: 275) ، ج 4 ص 503 ش 4333 و 4334 ناشر : دار الفكر ، تحقيق : محمد محيي الدين عبد الحميد
2- در بعضي روايات آمده دجال اصلي يکي است !!! و دجال هاي قبل از وي هفتاد و دو نفر عن أنس رضي الله عنه قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : يكون قبل خروج الدجال نيف وسبعون دجالاً . المطالب العالية ج 18 ص 416 ش 4512
قبل از خروج دجال اصلي هفتاد و دو دجال خروج مي کنند !!! مشخص است كه
3- در بعضي روايات دجال اصلي سه نفر است !!! و اتباع وي از عرب !!! در بسياري روايات اهل سنت آمده است که سه نفر دجال اصلي هستند که يکي پس از ديگري مي آيند و بيشتر طرفداران دجال سومي از اعراب هستند !!! و تنها گروه کمي از غير عرب !!!
عن بن عمر رضي الله عنهما قال كنت في الحطيم مع حذيفة فذكر حديثا ثم قال لتنقضن عرى الإسلام عروة عروة وليكونن أئمة مضلون وليخرجن على أثر ذلك الدجالون الثلاثة قلت يا أبا عبد الله قد سمعت هذا الذي تقول من رسول الله صلى الله عليه وسلم قال نعم سمعته وسمعته يقول يخرج الدجال من يهودية أصبهان عينه اليمني ممسوحة والأخرى كأنها زهرة تشق الشمس شقا ويتناول الطير من الجولة ثلاث صيحات يسمعهن أهل المشرق وأهل المغرب ومعه جبلان جبل من دخان ونار وجبل من شجر وأنهار ويقول هذه الجنة وهذه النار وسمعته يقول يخرج من قبله كذاب قال قلت فما الثالث قال إنه أكذب الكذابين إنه يخرج من قبل المشرق يتبعه حشارة العرب وسفلة الموالي أولهم مثبور وآخرهم مثبور هلاكهم على قدر سلطانهم عليهم اللعنة من الله دائمة ... حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه
المستدرك على الصحيحين ج 4 ص 573 از ابن عمر روايت شده است که در حطيم با حذيفه بوديم ؛ وي روايتي نقل کرده و گفن : اسلام را شاخه به شاخه نابود مي کنند و گروهي پيشوايان گمراه کننده خواهند بود و بلا فاصله بعد از ايشان سه دجال خواهند آمد ؛ گفتم اي ابوعبد الله اين روايت را از پيامبر شنيدي ؟ پاسخ داد : آري اين را شنيدم و شنيدم که مي فرمود دجال از شهري يهودي به نام اصفهان بيرون مي آيد که چشم راست او مسخ شده است و چشم ديگر او مانند ستاره اي که از خورشيد جدا شده است مي درخشد و پرنده را از پريدن باز مي دارد . سه ندا است که اهل شرق و غرب آن را مي شنوند و دو کوه به همراه خود دارد از آتش و دود و کوهي از درخت و رودها و مي گويد اين بهشت من است و ديگري جهنم . و شنيدم که مي گفت قبل از او کذاب بيرون مي آيد .
گفتم اي رسول خدا دروغگو ترين دروغگويان کيست ؟ پاسخ دادند وي از مشرق مي آيد و فوج فوج عرب او راتبعيت مي کنند و نيز گروهي پست از غير عرب و اولين ايشان و آخرين ايشان نفرين شده اند ، و هلاکت ايشان در زماني مانند زمان قدرتشان صورت مي گيرد و لعنت دائمي خداوند بر ايشان باد .
فقال إِيَّاكُمْ وَالدَّجَّالِينَ الثَّلاثَ فقال بن مَسْعُودٍ بِأَبِي وَأُمِّي قد أَخْبَرْتَنَا عَنِ الدَّجَّالِ الأَعْوَرِ وَعَنْ أَكْذَبِ الْكَذَّابَيْنَ فَمَنِ الدَّجَّالُ الثَّالِثُ قال رَجُلٌ يَخْرُجُ في قَوْمٍ أَوَّلُهُمْ مَثْبُورٌ وَآخِرِهُمْ مَبْتُورٌ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَةُ دَائِمَةٌ في فِتْنَةٍ يُقَالُ لها الْحَارِقَةُ وهو الدَّجَّالُ الأَطْلَسُ يَأْكُلُ عِبَادَ اللَّهِ
المعجم الكبير ج 18 ص 14
شما را از سه دجال بر حذر مي دارم ؛ ابن مسعود گفت : پدر و مادرم به فدايت اي رسول خدا ما را در مورد دجال يک چشم و دروغگو ترين دروغگويان با خبر کردي ، سومين دجال کيست ؟ پاسخ داد : ايشان در قومي بيرون مي آيند که اولين ايشان نفرين شده و آخرين ايشان مقطوع النسل است و لعنت دائمي خداوند بر ايشان است . وي در فتنه اي به نام سوزاننده بيرون مي آيد و او دجال آبي است و بندگان خدا را مي خورد !!!
4- در روايات صحيح آمده است اين دجال ها ادعاي پيغمبري دارند : اين روايت در صحيح بخاري و مسلم نيز آمده است اما نويسنده به خاطر آنکه حتي آشنايي با کتب اهل سنت نيز ندارد ، به آنها آدرس نداده و آدرس سنن ابي داود را نيز اشتباه مطرح کرده است ؛ همچنين در آنها آمده است که اين دجال ها ادعاي پيامبري دارند !!! اما اين علامات بر علماي شيعه سازگاري ندارد .
حدثنا أبو الْيَمَانِ أخبرنا شُعَيْبٌ حدثنا أبو الزِّنَادِ عن عبد الرحمن عن أبي هُرَيْرَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال لَا تَقُومُ السَّاعَةُ ... وَحَتَّى يُبْعَثَ دَجَّالُونَ كَذَّابُونَ قَرِيبٌ من ثَلَاثِينَ كلهم يَزْعُمُ أَنَّهُ رسول اللَّهِ
الجامع الصحيح المختصر ، مؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي (متوفي: 256) ج 6 ص 2605 ش 6704 ، ناشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا
قيامت بر پا نمي شود تا اينکه ... سي نفر دجال بيرون بيايند که همگي ايشان ادعا دارند که پيامبرند !!!
5- اين روايت در کتب شيعه نيامده است : اين روايت را شيعيان تنها به نقل از اهل سنت مطرح کرده و هيچ کس مضمون آن را تاييد نکرده است .
اشکال در روايت گريه امام صادق بعد از بردن نام دجال : جالب اينجاست که مولف روايت را دقيقا بر عکس ترجمه مي کند ؛ وقتي حضرت مي گويند گريه نکن امر ما (امام زمان) از آفتاب روشن تر است يعني براي ياران حضرت و شيعه هيچ نگراني از دجال نيست !!!
اما مولف مي گويد وقتي ياران ممکن است بر ياران حضرت مخفي باشد برما اين احتمال بيشتر است !!!
اشکال در روايت ملاحم در مورد سادات و قيام آنها :علي بن ابيطالب : (ملاحم الفتن ص 112 ) ايها الناس بعد از من آرام باشيد و از يک عده قليلي از آل محمد ...
اين مطالبي که ايشان مطرح فرموده اند ، نه در ملاحم و نه در هيچ کتابي از کتب شيعه نيامده است !!!
جالب اينجاست که اين شخص به اصطلاح عالم حتي نام کتاب را به درستي نمي داند ، زيرا نام کتاب «الملاحم والفتن» است .
اشکال در روايات مطرح شده که دجال که از خراسان يا سيستان مي آيد: مولف ادعا مي کند در کتاب الملاحم روايتي آمده است که مي گويد دجال از خراسان قيام مي کند اما موجود نيست ؛ شبيه اين روايت در کتب اهل سنت با مضمون ذيل آمده است : حدثنا رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إن الدَّجَّالَ يَخْرُجُ من أَرْضٍِ بِالْمَشْرِقِ يُقَالُ لها خُرَاسَانُ يَتَّبِعُهُ أَقْوَامٌ كَأَنَّ وجهوهم الْمَجَانُّ الْمُطْرَقَةُ
مسند أحمد بن حنبل ج 1 ص 4 ش 12
پيامبر روايت فرمودند که دجال از زميني در مشرق که به آن خراسان گفته مي شود خروج مي کند و عده اي از مردم از او تبعيت مي کنند که چهره هاي آنها مانند سندان هاي کوبيده شده (علائم ظاهري اقوام شرقي ، يعني صورتي صاف و بي مو و حالت چکش خورده و چشمان جمع شده) است .
جالب اينجاست که خراسان به منطقه اي بزرگ گفته مي شود که شامل افغانستان و ازبکستان و ... است و بيشتر جمعيت ايشان اهل سنت هستند !!!! و علامت نيز بر ايشان صادق است ، نه بر مردم ايران !!!
در مورد تحليل منطقه خمين : وي مي گويد اصفهان به دو بخش گي و تيمره تقسيم شده است که تيمره همان کمره يا خمين است !!!
وي آنقدر سواد ندارد که بداند ، تيمره اشتباهي تايپي است و اصل آن نيمره بوده است و مقصود از آن «نيم ري» است (ري به معني شهر بزرگ) که اکنون به آن «نيمه ور» يا «نيم ور» مي گويند .
در نزهتالقلوب درباره نيم ور آمده است: نيم ور از اقليم چهارم است. جمشيد پيشدادي ساخت و در آنجا جهت خود قصري عالي کرده بود.
در بستانالسياحه ؛ نيم ور اينطور توصيف شده: قريهاي است خجسته اثر در زمين فرحانگيز و قرب رود (گهرخيز) واقع و اطرافش واسع.
در بعضي منابع تاريخي نيز، آباداني نيم ور را به امراي عسکريه نسبت دادهاند.
اما شهري به نام تيمره در تاريخ وجود ندارد .
جداي از آنکه خمين آنقدر کوچک بوده است که در تاريخ قديم به حساب نيامده است و هميشه آن را از توابع شهر هاي ديگر مي کرده اند ؛ حال پادشاه بيايد اصفهان را (که منطقه مرکزي ايران بود) به دو بخش خمين و جي تقسيم کند !!!
تحليل روايت کنزالعمال : وي مي گويد :« در آخر اين امت (مسلمانان ) مرداني خواهند بود که بر بالشها سوار مي شوند تا به در مساجد بروند (صندليهاي نرم ماشين هاي آخرين سيستم و در بين جمع کثيري از محافظان )زنهايشان پوشيدگان برهنداند بر سرشان چيزي مانند کوهان شتران لاغر است .(عمامه اي است که حتي حال ندارند آن را درست بيندازند ). آنان را لعنت کنيد ، چرا که بي گمان از رحمت خدا دوراند»
متاسفانه نويسنده به خاطر دور بودن از منابع اصيل روايي چنين اشتباهي کرده است ؛ زيرا اشتباهي لفظي رخ داده و به جاي ضمير «هن» ضمير «هم» به کار رفته است ، اما در ساير کتب روايت را به صورت درست آورده اند :
سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَقُولُ سَيَكُونُ فِي آخِرِ أُمَّتِي رِجَالٌ يَرْكَبُونَ عَلَى سُرُوجٍ كَأَشْبَاهِ الرِّجَالِ يَنْزِلُونَ عَلَى أَبْوَابِ الْمَسَاجِدِ نِسَاؤُهُمْ كَاسِيَاتٌ عَارِيَاتٌ عَلَى رُؤُوسِهِنَّ كَأَسْنِمَةِ الْبُخْتِ الْعِجَافِ الْعَنُوهُنَّ فَإِنَّهُنَّ مَلْعُونَاتٌ لَوْ كَانَ وَرَاءَكُمْ أُمَّةٌ مِنَ الأُمَمِ خَدَمَهُنَّ نِسَاؤُكُمْ كَمَا خَدَمَكُمْ نِسَاءُ الأُمَمِ قَبْلَكُمْ
صحيح ابن حبان ج 13 ص 64 ش 5753
روايت حذيفه در مورد کسي که از مشرق قيام مي کند :
50 - يخرج رجل من قبل المشرق يدعو إلى آل محمد ، وهو أبعد الناس منهم ، ينصب علامات سوداء ، أولها نصر ، وآخرها كفر ، يتبعه خشارة العرب وسفلة الموالي والعبيد الاباق ومراق الآفاق ...
الملاحم والفتن سيد ابن طاووس ص 91
شخصي از مشرق قيام مي کند و به آل محمد دعوت مي کند با اينکه او دورترين مردم از ايشان است ؛ علامت هاي سياهي نصب مي کند که ابتداي آن پيروزي و آخر آن کفر است ؛ نا اهلان عرب و گروهي پست از غير عرب و بندگان فرار کرده و پراکندگان در آفاق از وي تبعيت مي کنند ...
در اين روايت اولين طرفداران وي را عرب معرفي مي کند !!!
نويسنده بدون توجه به اين قطعه معناي مورد نظر خود را از اين روايت برداشت کرده و مي گويد مربوط به کساني است که دعوت به شيعه مي کند !!!
بااينکه اين روايت بيشتر به بني العباس صدق مي کند .
بقيه تحليل هاي روايت هم تحليل هاي من در آوردي است که زاييده ذهن نويسنده است و حتي احتياج به تحليل نيز ندارد .
موفق باشيد قم : موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج) گروه پاسخ به شبهات
مطالب مرتبط
|